بـه بـه چـه نمـازي

فکـرم همـه جـا هست ، ولـی پیش خـدا نیست

سجـاده زردوز کـه محـراب دعـا نیست

گفتنـد سـر سجـده کجـا رفتـه حـواست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 17:54  توسط هاشم   | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۹ساعت 16:25  توسط هاشم   | 

ماجراي عشق شهريار

يار و همسر نگرفتم كه گرو بود سرم      تو شدي مادر و من با همه پيري پسرم



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 16:7  توسط هاشم   | 

شهریار شاعر معاصر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 16:2  توسط هاشم   | 
هشت شعر از هشت شاعر براي امام هشتم(ع)
*ميلاد گل سروده نصرالله مرداني
-------------------------------------

ميلاد گل به فصل بهاران خجسته باد
آواز دلنواز هزاران خجسته باد

در گلشن هميشه گل افشان سرمدي
رقص نسيم و جوش بهاران خجسته باد

سرزد ز آسمان رضا كوكب و لا
اين مژده بر شكسته حصاران خجسته باد

سيراب شد ز ابر كرامت كوير دل
بر دشت تشنه، ريزش باران خجسته باد

اي مير صبح، فاتح اقليم روشني
در ياد عشق، فتح سواران خجسته باد

شب را شكسته باده شبگير آفتاب
گلبانگ نوش‌نوش خماران خجسته باد

ميلاد هشتمين گل باغ محمدي
بر پيروان پير جماران خجسته باد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان ۱۳۸۸ساعت 7:23  توسط هاشم   | 
بیانات رهبر انقلاب در كنگره جهانی حافظ
آنچه در پی می آید، متن کامل سخنرانی تاریخی و ماندگار رهبر فرزانه انقلاب است که در تاریخ ٢٨ آبان ماه سال ١٣۶٧ در مراسم گشایش کنگره جهانی بزرگداشت حافظ در شهر شیراز ایراد شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله و الصلات علی رسول الله و علی آله الطاهرین المعصومین.

به حُسن خُلق و وفا کس به یار ما نرسد        

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده اند

کسی به حُسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یار یک جهت ِ حقگزار ما نرسد

هزار نقش بر آمد ز کلک صنع و یکی

به دلپذیری ِ نقش ِ نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند

یکی به سکۀ صاحب عیار ما نرسد

دریغ قافلۀ عمر کانچنان رفتند

که گَردشان به هوای دیار ما نرسد

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصۀ او

به سمع ِ پادشه کامکار ما نرسد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۸ساعت 10:55  توسط هاشم   | 

زندگی،عشق،مرگ از دیدگاه مولوی

زندگی،عشق،مرگ از دیدگاه مولوی
 

مولانا جلال‌الدّین در آغاز مثنوی و در سراسر كتاب خود, نظر خویش را دربارة زندگی, عشق و مرگ ابراز كرده است, از جمله در داستان «طوطیان» كه ما در این جا به آن اشاره‌ای خواهیم داشت, و این همان نظر عارفان ایرانی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر ۱۳۸۸ساعت 14:51  توسط هاشم   | 
 
پس از سرقت مفاخر ایرانی، نوبت به آثار ایرانی رسید؛
روزنامه اماراتی: شاهنامه را فردوسی به تنهایی نسروده است
روزنامه اماراتی: شاهنامه را فردوسی به تنهایی نسروده است!
 
همین نژادگرایی عمیق شاهنامه، موجب شده که به عنوان یک اثرماندگار در تاریخ ادبیات ایران باقی بماند... در شصت هزار از ابیات شاهنامه موجود، اشعاری هست که به تعریف و تمجید قوم فارس و تحقیر اعراب پرداخته و این بیانگر نوع نگاه ایرانی‌ها به اعراب و برتری‌جویی آنهاست.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور ۱۳۸۸ساعت 17:46  توسط هاشم   | 

 هوشنگ ابتهاج (سايه)

نامدگان و رفتگان از دو كرانه زمان
سوي تو مي‌دوند هان! اي تو هميشه در ميان

در چمن تو مي‌چرد آهوي دشت آسمان
گرد سر تو مي‌پرد باز سپيد كهكشان

هر چه به گرد خويشتن مي‌نگرم در اين چمن
آينه ضمير من جز تو نمي‌دهد نشان

اي گل بوستان سرا از پس پرده‌ها درآ
بوي تو مي‌كشد مرا وقت سحر به بوستان

اي كه نهان نشسته‌اي باغ درون هسته‌اي
هسته فرو شكسته‌اي كاين همه باغ شد روان

آه كه مي‌زند برون از سر و سينه موج خون
من چه كنم كه از درون دست تو مي‌كشد كمان

پيش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
كز نفس تو دم به دم مي‌شنويم بوي جان

پيش تو جامه در برم نعره زند كه بر دَرم!
آمدنت كه بنگرم، گريه نمي‌دهد امان...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد ۱۳۸۸ساعت 14:50  توسط هاشم   | 

گفتم که روي ماهت از من چرا نهان است

گفتا تو خود حجابي ور نه رخم عيان است

گفتم که از که پرسم جانا نشان کويت

گفتا نشان چه پرسي آن کوي بي نشان است

گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادماني است

گفتا که در ره ما غم نيز شادماني است

گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم

گفت آنکه سوخت او را کي ناله و فغان است

گفتم که حاجتي هست گفتا بخواه از ما
 
گفتم غمم بيفزا گفتا که رايگان است.

السلام عليك يا بقيه الله في ارضه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۸ساعت 14:57  توسط هاشم   | 

  http://www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewPhoto&PhotoID=136&SP=Farsi

میلاد گل رسول و زهرا و علی است/زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است/

 ما را دگر از روز جزا بیمی نیست/چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است

مژده ای دل خدای عشق رسید/شاهدان را لقای عشق رسید/جان به پایش کنید قربانی/عاشقان

 خونبهای عشق رسیدتا به راهت راهیم من/فارق از گمراهیم من/غم ندارم در دو عالم/چون حسین

است مقتدایم*روشنگر آفتاب،عباس آمد/تفسیر زلال آب،عباس آمد/خیزید،گل آرید و گل افشانید/زیرا که

گل بوتراب،عباس آمدامشب شب میلاد علمدار حسین است/میلاد علمدار وفادار حسین است/گر بود

علی محرم اسرار محمد/عباس علی محرم اسرار حسین است مرید عشقم الهی که یارم داند قابل مرا/

/گدای اویم مبادا براند ابوفاضل مراآلاله نو دمیده چیدن دارد/آواز فرشتگان شنید   میلاد حسین ا ست و

ابوالفضل و علی/  یک ماه و دو آفتاب دیدن داردعطری که کسی ندیده و نشنیده/امشب به حریم احمدی پیچیده/ذرات اگر به شوق و شور آمده

/خورشید شفاعت یده*فرزند دلیر حیدر آمد/عباس امیر لشکر آمد/

                  می خواست نشان ده ادب را/یک روز پی از برادر آمد

علی علیه السلام

فارغ از هر دو جهــــــــــانم، به گل روى على

 از خُم دوست جوانم، به خَم موى على

 طى كنم عرصه ملك و ملكوت از پى دوست

 یـــــــاد آرم به خرابات، چو ابروى على

 ترجیع بند:

نقطه عطف

خم را بگشا به روى مستان

  بیــزار شو از هـــوا پرستان

 از مــن بپذیر رمـــــز مستى

   چون طفل صبور، در دبستان

 آرام ده گُــل صفــــــــا باش

  چـون ابــــر بهار در گلستان

 تـاریخچــــــــه جمال او شو

  بشنو خبر هــــــزار دستـان

 بردار پیالـــــه و فرو خـــوان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۸ساعت 11:38  توسط هاشم   |