گزیده کشکول شیخ بهایی (ره)
گزیده کشکول شیخ بهایی (ره)
مولا علی (ع) : سخن حق را از گمراهان و اهل باطل فرا گیرد و سخن باطل را از اهل حق نیاموزید و مانند صرافهای پول شناس نقاد باشید و سکه تقلبی را از سکه حقیقی تشخیص دهید . الحدیث جلد 3 صفحه 115
مولا علی (ع) : گفتار حکیمانه را از هرکس یاد بگیرید ، ولو که گوینده ی آن از نظر مذهبی گمراه باشد . الحدیث جلد 3 صفحه 114
مولا علی (ع) : گفتار صحیح را از هرکه که است قبول کنید. الحدیث جلد 3 صقحه 114
{ تایید قرآنی این احادیث } آیه 18 سوره زمر : آنانکه میشنوند گفتار را و پیروی میکنند نیکوترین آنها را و عمل می کنند به گفتاری که راهنمای به حق است آن گروهند که راه نمود ایشان را خدا و آن گروهند صاحبان حق.
1.نماز ریائی : ابن طاووس از یکی از پارسایان نقل کرده نمازهای سی ساله خود را که در صف اول جماعت به جای میآوردم اعاده کردم و سبب اعاده آنها آن بود ، روزی به خاطر عذری دیر به مسجد آمده و محل خالی در صف اول نیافته که به ایستم ناچار در صف دوم اقتدا کردم در خاطرم احساس شرمندگی نموده که مردم پس از سی سال مرا در صف دوم مشاهده میکنند ، دانستم همه نمازهای سی ساله من توام با ریاکاری بوده و از اینکه مردم مرا در صف اول می دیده و مصداق سابقان در خیرات میدانسته لذت می بردم. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 13
2.دشمن : بزرگمهر حکیم گفته همه گونه دشمنان با من به دشمنی پرداختند و هیچ دشمنی را دشمن تر از نفس اماره نیافتم. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 13
3. بهلول : یکی از عُباد گفت هنگامی به زیارت اهل قبور رفتم ، بهلول را در گورستان ملاقات کردم ، پرسیدم در اینجا چه می کُنی ؟ در پاسخ گفت با مردمی مجالست میکنم که مرا آزار نمی دهند و اگر از آخرت غفلت کنم مرا به یاد آخرت می اندازند و اگر غیبت کنم از من غیبت ننمایند. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 16
4. غفلت از خدا : یکی از بزرگان گفته در شگفتم از کسی که پروردگارش را شناخته و از او به اندازه یک چشم به هم زدن غفلت میکند. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 21
5. دل عاصی : یکی از صوفیها گفته اگر از من بپرسند چه چیزی از نظر تو شگفت آور تر است ؟ در پاسخ می گویم دل خداشناس معصیت کار. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 21
6. بیم از زنان : یکی از دانشمندان گفته من از زنان بیشتر بیمناکم تا از شیطان زیرا خدا حیله گری شیطانرا در قرآن کریم ضعیف شمرده و کید زنان را عظیم انگاشته. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 33
7. دیگری گفته خویشاوندی نیازمند به دوستی است و دوستی احتیاجی به خویشاوندی ندارد. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 44
8. نیشابوری : ذیل آیه شریفه (( الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم )) می نویسد : در بعضی از اخبار صحیحه وارد شده اعضاء و جوارح آدمی در روز قیامت علیه او شهادت می دهند در این هنگام مویی از پلک چشمش به حرکت می آید و اجازه می گیرد تا شهادت دهد حقتعالی میفرماید ای مو شهادت ده و آن چنان که باید برای بنده ام گواه باش آن مو شهادت می دهد از خوف تو گریسته گناهانش بخشیده میشود و منادی از طرف خدا ندا می دهد این آدم بر اثر شهادت مویش بخشیده شد. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 53
9. یکی از عُرفاء گفته پس از آنکه خدای متعال به پدر ما آدم (ع) فرمود : تو و همسرت در بهشت به سر برید و پدر ما مرتکب گناه واحدی شد او را از بهشت بیرون کردند ما با آن همه گناهان که پیوسته مرتکب می شویم چگونه متوقعیم ما را در بهشت پایدار بسازند. مولف گوید : همین مضمون را در کتاب سفر الحجاز به پارسی سروده ایم :
جد تو آدم بهشتش جای بود قدسیان کردند مرویرا سجود
یک گنه ناکرده گفتندش تمام مذنبی مذنب برو بیرون خرام
تو طمع داری که با چندین گناه داخل جنت شوی ای رو سیاه
کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 57
10. تا به جایی رسید دانش من که بدانستمی که نادانم __ کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 61
11. سعدی :
تا سگان را وجوه پیدا نیست مشفق و مهربان یکدیگرند
لقمه ای در میانشان انداز که تهیگاه یکدیگر بدرند
کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 76
12. وصیت سلیمان (ع) : از جمله وصیتها و سفارشات حضرت سلیمان بن داوود خطاب به بنی اسرائیل فرمود : در درون خود جز پاکیزه وارد مسازید و از دهان خود جز پسندیده بیرون نیاورید ، یعنی غذای حلال بخورید و سخن درست بگویید. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 78
13. نان حلال : پارسائی گفته اگر گِرده نان حلالی به دست آوردم آنرا می سوزانم سپس می کوبم و به صورت داروئی در میآورم و با آن بیماران را معالجه می کنم. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 78
14. نخستین وصال : سمنون محب گفته نخستین وصالیکه برای بنده دست می دهد که به حق اتصال پیدا می کند از خود گذشتگی است و اولین هجران از حق به خود دلبستگی است. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 79
15. حسن دهلوی :
یکسر مو دلت سفید نگشت هیچ مو در تنت سیاه نماند
ایحُسن توبه آنگهی کردی که تو را قوت گناه نماند
کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 81
پند و اندرز
شیر فروشی شیر به آب می آمیخت ومیفروخت.و سیل آمد و گله اش ببرد واز این روی زاریش بر آمد . عارفی او را دید وگفت:آن قطره ها فراهم آمد و سیلی شد.
بر خاک ما چو می گذری سرگران مرو! دنبال بین!که دیده ی جان در قفای تست.
سقراط را پرسیدند :حکمت چه وقت در تو موثر افتاد؟ گفت: آنگاه که نفس خویش را کوچک شمردم .
کسی دانش بسیار اندوخت و بدان عل نکرد. حکیمی او را گفت :ای فلان ! اگر زندگی خویش در گرد آوردن سلاح صرف میکنی کی به جنگ خواهی پرداخت .
عارفی گفت :چون درون و برون انسان برابر باشد انصاف است و چون درونش نیک تر از برون باشد فضل است و آنگاه که بیرونش نیکوتر از درونش باشد .هلاک است.
حکیمی گفته است برترین مردم آنست که با بلندی قدر فروتن باشد و با توانایی در گذرد و با توانمندی انصاف ورزد.
عمری گذشت و راه سلامت نیافتیم شرمنده این دلم ! که چه در خیال داشت
شاعری گفت است که آدمی فرزنده کوشش خویش است . و آنکه کوشنده تر است به بزرگی سزاوار است .
آن که به تو گمان نیک برد با نیکی کردار گمان او را راست دار .
ظریفی .زنی ادیب را در بغداد دوست می داشت . نامه ای به او نوشت و از وی اجازه خواست تا به زیارتش برود . و در پایان نامه اش نوشت :خدا من و ترا از لغزش باز دارد ! و زن در پاسخ او نوشت :ای سلیم! اگر دعای تو براورده شود پس از دیدن من چه بهره ای خواهی برد ؟
غم از جور رقیبانست در عشق اگر از یار بودی غم نبودی
غمی دارم ز دوری یادگاری بلا بودی اگر آن هم نبودی
افلاطون را پرسیدند:آدمی به چه از حاسد و دشمن خویش انتقام گیرد؟ گفت:به این که به فضل خویش بیفزاید.
زاهدی پیرزنی آسیابان را گفت :گندم مرا آرد کن ! و گرنه به دعا خواهم که خرت سنگ شود . زن گفت :خر را رها کن !..و دعا کن! تا گندمت آرد شود .
خلیل بن احمد گفت: کسی به آنچه می خواهد نمی رسد مگر آنکه بداند که چه نمی خواهد
گزیده کشکول شیخ بهایی (ره)
گزیده کشکول شیخ بهایی (ره)
مولا علی (ع) : سخن حق را از گمراهان و اهل باطل فرا گیرد و سخن باطل را از اهل حق نیاموزید و مانند صرافهای پول شناس نقاد باشید و سکه تقلبی را از سکه حقیقی تشخیص دهید . الحدیث جلد 3 صفحه 115
مولا علی (ع) : گفتار حکیمانه را از هرکس یاد بگیرید ، ولو که گوینده ی آن از نظر مذهبی گمراه باشد . الحدیث جلد 3 صفحه 114
مولا علی (ع) : گفتار صحیح را از هرکه که است قبول کنید. الحدیث جلد 3 صقحه 114
{ تایید قرآنی این احادیث } آیه 18 سوره زمر : آنانکه میشنوند گفتار را و پیروی میکنند نیکوترین آنها را و عمل می کنند به گفتاری که راهنمای به حق است آن گروهند که راه نمود ایشان را خدا و آن گروهند صاحبان حق.
1.نماز ریائی : ابن طاووس از یکی از پارسایان نقل کرده نمازهای سی ساله خود را که در صف اول جماعت به جای میآوردم اعاده کردم و سبب اعاده آنها آن بود ، روزی به خاطر عذری دیر به مسجد آمده و محل خالی در صف اول نیافته که به ایستم ناچار در صف دوم اقتدا کردم در خاطرم احساس شرمندگی نموده که مردم پس از سی سال مرا در صف دوم مشاهده میکنند ، دانستم همه نمازهای سی ساله من توام با ریاکاری بوده و از اینکه مردم مرا در صف اول می دیده و مصداق سابقان در خیرات میدانسته لذت می بردم. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 13
2.دشمن : بزرگمهر حکیم گفته همه گونه دشمنان با من به دشمنی پرداختند و هیچ دشمنی را دشمن تر از نفس اماره نیافتم. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 13
3. بهلول : یکی از عُباد گفت هنگامی به زیارت اهل قبور رفتم ، بهلول را در گورستان ملاقات کردم ، پرسیدم در اینجا چه می کُنی ؟ در پاسخ گفت با مردمی مجالست میکنم که مرا آزار نمی دهند و اگر از آخرت غفلت کنم مرا به یاد آخرت می اندازند و اگر غیبت کنم از من غیبت ننمایند. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 16
4. غفلت از خدا : یکی از بزرگان گفته در شگفتم از کسی که پروردگارش را شناخته و از او به اندازه یک چشم به هم زدن غفلت میکند. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 21
5. دل عاصی : یکی از صوفیها گفته اگر از من بپرسند چه چیزی از نظر تو شگفت آور تر است ؟ در پاسخ می گویم دل خداشناس معصیت کار. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 21
6. بیم از زنان : یکی از دانشمندان گفته من از زنان بیشتر بیمناکم تا از شیطان زیرا خدا حیله گری شیطانرا در قرآن کریم ضعیف شمرده و کید زنان را عظیم انگاشته. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 33
7. دیگری گفته خویشاوندی نیازمند به دوستی است و دوستی احتیاجی به خویشاوندی ندارد. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 44
8. نیشابوری : ذیل آیه شریفه (( الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم )) می نویسد : در بعضی از اخبار صحیحه وارد شده اعضاء و جوارح آدمی در روز قیامت علیه او شهادت می دهند در این هنگام مویی از پلک چشمش به حرکت می آید و اجازه می گیرد تا شهادت دهد حقتعالی میفرماید ای مو شهادت ده و آن چنان که باید برای بنده ام گواه باش آن مو شهادت می دهد از خوف تو گریسته گناهانش بخشیده میشود و منادی از طرف خدا ندا می دهد این آدم بر اثر شهادت مویش بخشیده شد. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 53
9. یکی از عُرفاء گفته پس از آنکه خدای متعال به پدر ما آدم (ع) فرمود : تو و همسرت در بهشت به سر برید و پدر ما مرتکب گناه واحدی شد او را از بهشت بیرون کردند ما با آن همه گناهان که پیوسته مرتکب می شویم چگونه متوقعیم ما را در بهشت پایدار بسازند. مولف گوید : همین مضمون را در کتاب سفر الحجاز به پارسی سروده ایم :
جد تو آدم بهشتش جای بود قدسیان کردند مرویرا سجود
یک گنه ناکرده گفتندش تمام مذنبی مذنب برو بیرون خرام
تو طمع داری که با چندین گناه داخل جنت شوی ای رو سیاه
کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 57
10. تا به جایی رسید دانش من که بدانستمی که نادانم __ کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 61
11. سعدی :
تا سگان را وجوه پیدا نیست مشفق و مهربان یکدیگرند
لقمه ای در میانشان انداز که تهیگاه یکدیگر بدرند
کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 76
12. وصیت سلیمان (ع) : از جمله وصیتها و سفارشات حضرت سلیمان بن داوود خطاب به بنی اسرائیل فرمود : در درون خود جز پاکیزه وارد مسازید و از دهان خود جز پسندیده بیرون نیاورید ، یعنی غذای حلال بخورید و سخن درست بگویید. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 78
13. نان حلال : پارسائی گفته اگر گِرده نان حلالی به دست آوردم آنرا می سوزانم سپس می کوبم و به صورت داروئی در میآورم و با آن بیماران را معالجه می کنم. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 78
14. نخستین وصال : سمنون محب گفته نخستین وصالیکه برای بنده دست می دهد که به حق اتصال پیدا می کند از خود گذشتگی است و اولین هجران از حق به خود دلبستگی است. کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 79
15. حسن دهلوی :
یکسر مو دلت سفید نگشت هیچ مو در تنت سیاه نماند
ایحُسن توبه آنگهی کردی که تو را قوت گناه نماند
کشکول شیخ بهایی جلد 1 صفحه 81
پند و اندرز
بر خاک ما چو می گذری سرگران مرو! دنبال بین!که دیده ی جان در قفای تست.
سقراط را پرسیدند :حکمت چه وقت در تو موثر افتاد؟ گفت: آنگاه که نفس خویش را کوچک شمردم .
کسی دانش بسیار اندوخت و بدان عل نکرد. حکیمی او را گفت :ای فلان ! اگر زندگی خویش در گرد آوردن سلاح صرف میکنی کی به جنگ خواهی پرداخت .
عارفی گفت :چون درون و برون انسان برابر باشد انصاف است و چون درونش نیک تر از برون باشد فضل است و آنگاه که بیرونش نیکوتر از درونش باشد .هلاک است.
حکیمی گفته است برترین مردم آنست که با بلندی قدر فروتن باشد و با توانایی در گذرد و با توانمندی انصاف ورزد.
عمری گذشت و راه سلامت نیافتیم شرمنده این دلم ! که چه در خیال داشت
شاعری گفت است که آدمی فرزنده کوشش خویش است . و آنکه کوشنده تر است به بزرگی سزاوار است .
آن که به تو گمان نیک برد با نیکی کردار گمان او را راست دار .
ظریفی .زنی ادیب را در بغداد دوست می داشت . نامه ای به او نوشت و از وی اجازه خواست تا به زیارتش برود . و در پایان نامه اش نوشت :خدا من و ترا از لغزش باز دارد ! و زن در پاسخ او نوشت :ای سلیم! اگر دعای تو براورده شود پس از دیدن من چه بهره ای خواهی برد ؟
غم از جور رقیبانست در عشق اگر از یار بودی غم نبودی
غمی دارم ز دوری یادگاری بلا بودی اگر آن هم نبودی
افلاطون را پرسیدند:آدمی به چه از حاسد و دشمن خویش انتقام گیرد؟ گفت:به این که به فضل خویش بیفزاید.
زاهدی پیرزنی آسیابان را گفت :گندم مرا آرد کن ! و گرنه به دعا خواهم که خرت سنگ شود . زن گفت :خر را رها کن !..و دعا کن! تا گندمت آرد شود .
خلیل بن احمد گفت: کسی به آنچه می خواهد نمی رسد مگر آنکه بداند که چه نمی خواهد
پند و اندرز 2
عارفی را گفتند :چگونه ای گفت: یابم آنچه نخواهم و آنچه خواهم نیابم
از خانه ای که جایگاه خواری است پرهیز کن!زیرا اگر نیکوکار در آن جای گزیند بدکار به شمار آید .
حکیمی گفت :اگر سه چیز نبود آدمی سر به هیچ چیز فرود نمی آورد:بینوایی و بیماری و مرگ .
آن چه پیش تو غیر از آن ره نیست غایت فهم توست.ولله نیست
بلیغی را گفتند : نیکو ترین گفتار کدام است؟ گفت: آنکه لفظش به گوشت زودتر از معنی اش به قلبت نرسد .
اگر با دوستی خلف وعده کردی و ترا بر آن نکوهش نکرد. دیگر به او باز مگرد! که دوستی اش تکلفی بیش نیست .
ابراهیم خواص در هیچ شهری بیش از چهل روز نمی ماند.
حکیمی را گفتند:چیزی برتر از طلا دیدی؟ گفت:بلی! قناعت و ناظر به این معنی ست سخن حکیمی دیگر که گفت: بی نیازی از چیزی. بهتر از بی نیازی با آن چیزست .
از ضرب المثل هایی که بر سر زبان هاست :غریب آن است که دوستی ندارد.آزاده اگر زیان بیند نیز آزاده است.بنده؛بنده است.اگر بخت او را یاری دهد. اقرار گناه را از میان می برد.
حکیمی گفت :آن که دلی تنگ دارد زبانی دراز دارد.
