|
بسماللـه الرّحمـن الرّحيـم سـال جهـاد اقتصـادي مُبـاركباد چـه کنيـم سال مُبـارکي داشتـه باشيـم؟ «رَبِّ اشْـرَحْ لي صَـدْري، وَ يَسِّـرْ لي أَمْـري، وَ احْـلُلْ عُقْـدَةً مِـنْ لِسـاني، يَفْقَهُـوا قَوْلـي» چـه کنيـم سـال مُبـارکـي داشتـه باشيـم؟ يکي از عوامل سقوط آدمي گناه است. گناه زندگي انسان را تاريک و پرتلاطم ميکند. در خصوص عيد نوروز نيز بايد بگوييم: اگر گناه در رفت و آمدها و مراسم عيد رخنه کند، عيد نوروز و سال پيش رو، نامبارک ميشود. اگر عيد مردم توأم با گناه باشد، زمينۀ شقاوت و بدبختي فردي و اجتماعي پبدا ميشود. قرآن کريم زندگي همراه با گناه و معصيت را يک زندگي سراسر اضطراب و پريشاني ميداند. «وَ مَـنْ يُشْـرِكْ بِاللَّـهِ فَكَـأَنَّماخَـرَّ مِـنَ السَّـماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْـرُ أَوْ تَهْـوي بِهِ الرِّيـحُ فـي مَكـانٍ سَحيـقٍ»[1] و هر كس به خدا شرك ورزد چنان است كه گويى از آسمان فرو افتاده و مرغان [شكارى] او را ربودهاند يا باد او را به جايى دور افكنده است. کسي که گناه ميکند، تابع شيطان است و شرک عبادي دارد. از اين جهت قرآن کريم ميفرمايد: چنين کسي مثل کسي است که از آسمان به زمين بيفتد ولي نميرد و مرغان شکاري اطراف او را بگيرند يا باد او را به جايي ببرد که پناهي نداشته باشد. قرآن کريم در اين آيه، با تشبيه يک امر معقول به يک امر محسوس، شدّت اضطراب و نگراني انسان گناهکار را توصيف مينمايد. بر اساس اين آيۀ شريفه، اگر در اين چند روزۀ عيد نوروز، گناه در زندگي کسي پيدا شود، زمينۀ يک سال اضطراب و نگراني و غم و غصّه را براي خود فراهم کرده است. ناديده گرفتن اين آيه و آيات مشابهي که زندگي انسان گناهکار را شوم و نامبارک و توأم با اضطراب و نگراني ميداند، موجب ميشود سال ناخوش و توأم با گرفتاري و گرههاي بازنشدني در انتظار برخي افراد باشد. راهکارهاي اساسي برخورداري از يک سال مبارک و توأم با نشاط و شادي و برکت، رعايت تقوا و اجتناب از گناه است. «و لَـوْ أَنَّ أَهْـلَ الْقُـرى آمَنُـواوَ اتَّقَـوْا لَفَتَحْنـا عَلَيْهِمْ بَرَكـاتٍ مِنَ السَّـماءِ وَ الْأَرْضِ وَلكِـنْ كَذَّبُوا فَأَخَـذْناهُمْ بِماكـانُوا يَكْسِبُـونَ»[2] و اگر مردم شهرها ايمان آورده و تقوا پيشه مىكردند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى گشوديم، ولى تكذيب كردند، پس آنها را به سزاى آنچه كسب مىكردند دچار ساختيم. بدبختي و بيچارگي بسياري از انسانها در اثر گناه خودشان است و براي رهايي از شقاوت و بدبختي چارهاي جز بازگشت به تقوا نيست. ضرورت پرهيـز از گنـاه زبانـي در رفت و آمدهاي عيد نوروز نبايد غيبت، تهمت و شايعهپراکني باشد. در جلسات ديد و بازديد نبايد به کسي توهين شود که اهانت به ديگران، چه در حضور آنان باشد و چه در غياب آنان، جنگ با خداوند متعال است. «مَـنْ أَهَـانَ لِـي وَلِيّـاً فَقَـدْ بَارَزَنِـي بِالْمُحَـارَبَة»[3] قرآن کريم، غيبت را به خوردن گوشت برادر مرده تشبيه کرده و کساني که چشم بصيرت دارند، ميبينند که برخي در مجالس ديد و بازديد عيد به جاي خوردن ميوه و شيريني، گوشت متعفّن ميخورند، يعني غيبت ميکنند. لـزوم رعايت حجـاب و عفـاف عدم رعايت حجاب و عفاف مورد نظر اسلام، هميشه و به خصوص در ايام عيد نوروز، گناه بزرگي است. کسي که دستورات قرآن کريم را رعايت نميکند، کسي که با وجود چندين آيۀ صريح راجع به حجاب در قرآن کريم، بيحجاب يا بد حجاب است، زندگي مبارکي نخواهد داشت. فساد اخلاقي که در ايام ديگر سال، جامعه را فراگرفته است، در ايام عيد بيش از ساير ايام بروز مييابد و اين فساد اخلاقي، بدبختي جامعه را به همراه دارد. جامعهاي که در آن جامعه بين زنان و مردان و دختران و پسران، دوستيابي باشد، تباه و نابود شدني است. گناهـان تـازه و بلاهـاي تازه امروزه دل هر کسي را که بشکافي، پر از غم و غصه و دلهره و اضطراب و پريشاني است. اين همه نگراني از کجا سرچشمه گرفته است؟ از گناه و معصيت و نافرماني خداوند متعال. حضرت ثامنالأئمه امام رضا«سلاماللهعليه» ميفرمايند: گناهان تازه تازه، بلاهاي تازه تازه به همراه دارد. «كُلَّمَا أَحْدَثَ الْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يَكُـونُوا يَعْمَلُـونَ أَحْـدَثَ اللَّهُ لَهُـمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَـمْ يَكُـونُوا يَعْرِفُونَ»[4] بيماريهاي ناعلاج، دردهاي بيدرمان و مرگهاي ناگهاني، از جمله بلاهاي تازهاي است که براي مردم پديد آمده است. نـور خـدا، آرامش بخش زندگـي برخورداري از يک زندگي شاد و با نشاط و عاري از بيماريهاي جسمي و روحي و منهاي غم و غصه و اضطراب و نگراني، نيازمند تابش نور خداوند در زندگي است. اگر نور خدا باشد زندگي مبارک است و غير نور خداوند و عنايات حقتعالي، هيچ عاملي نميتواند زندگي را شاد و با برکت و مبارک گرداند. «وَ مَنْ لَمْ يَجْعـَلِ اللَّهُ لَـهُ نُـوراً فَمـا لَهُ مِنْ نُـورٍ»[5] و كسى كه خدا براى او نورى قرار نداده هرگز نورى نخواهد داشت. لـزوم پرهيـز از تجمـّلگـرايي در دولت و ملت بنابر نظر دين مبين اسلام، همۀ مردم بايد در رفاه و آسايش باشند. اقتصاد اسلام، زندگي ضروري همراه با فقر و مشکلات معيشتي را مردود ميداند. بر اين اساس، همه بايد در اثر کار و تلاش، براي خود و خانواده زندگي رفاهي فراهم کنند و اگر کسي نتوانست، دولت اسلامي بايد او را اداره کند و چنانچه دولت نيز نتوانست، همۀ مردم وظيفه دارند به او رسيدگي کنند نا از زندگي رفاهي برخوردار شود. اما زندگي همراه با تشريفات و تجمّلات، از نظر اسلام، منفور و مطرود است و متأسفانه در ايام نوروز، جلوۀ بيشتري پيدا ميکند. در رفت و آمدهاي عيد، بايد اسراف و تبذير و تجمّل و تشريفات نباشد و مراسم عيد به صورت ساده برگزار شود. يکي از مصاديق تجمّلگرايي در جامعۀ کنوني، اقدام برخي از مردم براي مسافرتهاي تشريفاتي و بدون نتيجه است. مبالغ فراواني هزينه ميکنند، مقادير زيادي بنزين از بين ميرود و منجر به آلودگي هوا ميشود و نتيجهاي نيز نميگيرند. مسافرت مردم به گونهاي که رايج شده است به تقليد از غرب است. ولي خود غربيها که در آخر هر هفته، به يک مسافرت ساده و بدون تشريفات ميروند و استراحت ميکنند و به اين صورت هزينه نميکنند. مردم تجمّلگرا شدهاند و با کمال تأسّف بايد گفت: دولت هم به اين آتش دامن ميزند. اکنون زمزمۀ برگزاري جشن نوروز در تخت جمشيد يا مکان ديگري وجود دارد. ظاهراً قرار است مبالغ فراواني صرف جشن عيد نوروز و دعوت از ميهمانان خاجي شود. بسياري از اين ميهمانان که به دعوت دولت به ايران ميآيند و مبالغ فراواني صرف خوردن و بردن آنان ميشود، پس از بازگشت به جاي اينکه محاسن کشور را بازگو کنند، در رسانهها عليه جمهوري اسلامي بدگويي ميکنند. به ترويج تجمّل گرايي ميپردازند و هرچه هم در اين خصوص فرياد ميزنيم، فايده ندارد.
«وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَـرْيَةً أَمَـرْنا مُتْرَفيـها فَفَسَقُوا فيـها فَحَـقَّ عَلَيْـهَا الْقَـوْلُ فَدَمَّـرْناها تَدْميـراً»[6] و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم، اعيان و خوشگذران هاى آنها را وا مى داريم تا در آن محيط فسق ورزند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد، پس آنها را به سختى هلاك سازيم. هلاک يک ملّت، در اثر تجمّلگرايي است که تجمّلگرايي باعث گناهِ روي گناه ميشود. نابودي يک ملّت فقط به واسطۀ سيل و زلزله و نظاير آن نيست، جامعۀ کنوني که مملوّ از غم و غصه و فقر است، هلاک شده است. اکنون مردم در فقر به سر ميبرند. گروهي در رفاه هستند، اما بسياري از مردم به خصوص در روستاها با مشکلات معيشتي فراواني مواجه هستند. راهکار رفع عزوبت و تجرّد امروزه قضيۀ تجرّد جوانان و نيز تهيۀ مسکن براي زوجهاي جوان، وضعيّت نگران کنندهاي دارد. من يک پيشنهاد براي دولت و ملّت دارم و عقيده دارم اگر به آن عمل شود، مشکل عزوبت جوانان حل ميشود. پيشنهاد اين است که هم دولت و هم ملّت، در ايام عيد نوروز، هرچه صرف تجمّلات و تشريفات ميکنند، صرف ازدواج جوانان کنند. اگر چنين کنند، همۀ پسران و دختراني که در اثر فقر ازدواج نميکنند، به يک ازدواج و زندگي مطلوب دست مييابند.
«وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحـابُ الشّـِمالِ، فـي سَمُـومٍ وَ حَميـمٍ، وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُـومٍ، لا بارِدٍ وَ لا كَـريمٍ، إِنَّهُـمْ كانُـوا قَبْـلَ ذلِكَ مُتْرَفيـنَ،وَ كانُـوا يُصِـرُونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظيـمِ»[7] بنابر تصريح قرآن شريف، مترفين يعني کساني که تجمّلگرا بودند، شوم هستند و زير حرم جهنّم ميسوزند. آنان کساني هستند که به فقرا و بيچارگان رسيدگي نميکردند و تجمّلگرايي، آنان را به ورطۀ گناه و معصيت انداخت. ما تصوّر نميکرديم، پس از پيروزي انقلاب و برقراري جمهوري اسلامي، تجمّلگرايي داشته باشيم. اين تجمّلات و تشريفات، سال پيش رو را نامبارک ميکند و نگرانيهاي اجتماعي به همراه خواهد داشت.
پينوشتها: 1. حج / 31 2. اعراف / 96 3. كافي، ج 1، ص 144 4. كافي، ج 2، ص 275 5. نور / 40 6. اسراء / 16 7. واقعه / 46-41
خلاصـۀ درس اخـلاق مرجـع عاليـقدرحضـرت آيتالله العظمـي مظاهـري «مـدظلّـهالعـالي» اسفنـد مـاه 89
التـماس دعُـاي خيـر
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 10:39  توسط هاشم
|
|