بنام خدا وند هستي بخش

 

   از عواملي كه در رشد و كمال انسان نقش اساسي داردسلامتي است زيرا راه پر فراز و نشيب كمال را كسا ني طي مي كنندكه از سلامت و عافيت بر خوردار باشند.

        

  سلامتي از نعمتهاي ارزشمندي است كه هر گاه از زندگي انسان رخت بر بندد نه تنها شيريني هاي زندگي مبدل به تلخي مي گردد بلكه بسياري از درهاي بالندگي و تعالي بر روي انسان مسدود مي شود.زيرا انسانهاي ناتواني كه سلامتي خود را از دست داده اند هرگز قادر به انجام تكاليف و اداء مسئوليت هاي خود نيستند و كساني كه چنين توفيقي از آنان كسب شود اگر چه گناهي ندارند ولي بركاتي كه از مسير انجام مسئوليت شامل حال او بايدمي شد محروم است و همين موضوع كافي است تا در جهت كمال يابي و تعالي خواهي او مشكل ايجاد شود.

        قرآن كريم در معرفي يكي از پيامبران الهي بنام طالوت مي فرمايد:(ان الله اصطفيه عليكم و ان  سبطه في

العلوالجسم).خداوند طالوت را بعنوان رهبر  و فرمانروا  بر شما  انتخا ب كرد   و دانش  وتوانائي  جسمي  او را فزوني بخشيده  است  .

  در اين آيه علاوه بر  دانش و  توانائي علمي ، نيرومندي و  توانائي  جسمي را  براي انجام رسالتهاي الهي معيارگرفته است و اگر اين معيار ناديده انگاشته شود هدف از ارسال رسل  تحقق پيدا نخواهد كرد.

        پيامبر بزرگ اسلام را كلامي است كه توجه به مفهوم آن مي تواند منظور ما را در اين قسمت ازبحث روشنتر

گردا ند .قال النبي:( المؤمن القوي خير واجب من المومن الضعيف). مومن قوي و نيرومند بهتر و محبوبتر از مومن ضعيف و ناتوان است.

     شايد رمز اينكه مومن قوي از مومن ضعيف بهتر است اين باشد كه مومن قوي در انجام تكاليف ديني موفق تر،ودرنهايت وسيله تقرب به خداوند براي او بيشتر از مومن ضعيف است و همچنين قدرت ونيرومندي انسان مومن موجب مي گردد تاخير و بركت شخصي و اجتماعي او گسترده تر باشد.

سخني از پيامبر گرامي اسلام به ما رسيده است كه ما را نسبت به حقي كه بدن دارد هشدارمي دهد و مي فرمايد :(ان لربك عليك حقا و ان لجسدك عليك حقا و لا هلك عليك حقا ).

پروردگارت بر تو حقي ، و بدن و جسمت بر تو حقي دارد و خانواده ات نيز بر تو حقي دارد.

در اين روايت حق بدن در رديف  حق  پروردگار  و حق   خانواده   قرار گرفته   است  و  مي توان چنين نتيجه گرفت كه انسان هنگامي مي تواند حق خداي خود و خانوده خويش را  ادا كند كه داراي جسمي سالم و بدني توانمند باشد. 

پاسداري از سلامتي تا حدود زيادي از طريق ورزش تامين مي گردد و لذا بايد ورزش پاسدار سلامتي و مرزبان كشور عافيت بدانيم و با ورزش و حركتهاي مختلف ورزشي سلامتي را به زندگي ارزاني  داشته و كام حيات را با سلامتي شيرين نگه بداري

.نشاط و انبساط

     انسان اگر زندگي اش همراه نشاط نباشد نه تنها لذتي از زندگي نصيب او نمي شود بلكه درتسخير قله موفقيت نيز نا موفق خواهد بود.

      با ايجاد نشاط كدورتهاي دروني و ملالتهاي بيروني از بين مي رود روح انسان سبكبال مي گردد و شكوفه هاي ذو ق و ابتكار ، صفا و صميميت ، محيط زندگي را به عطر عواطف معطر مي سازد.  پيشواي هفتم شيعيان ،حضرت امام كاظم (ع) ساعتي را هم براي تعليم و تعلم  و رفع  عيوب و نسبت  به بخش چهارم مي فرمايد : و ساعتي را براي تفريح و ايجاد لذت و ميفرمايد : ( اوقات شبانه روز خود را به چهار بخش تقسيم كنيد بخشي را براي عبادت خداوند ، بخشي را براي تامين معاش  نشاط اختصاص دهيد و با اين ساعت براي انجام وظايف ساعات ديگر ، نيروي لازم را تامين كنيد.

      ورزش يكي از عوامل موثر ايجادانبساط خاطر است ، خستگي ها را از تن مي زدايد . ملامتها را از روح مي شويد و موجبات تجديد قوا را فراهم مي كند

      در تفكر اسلامي انسان عبث و بيهوده وسرگردان آفريده نشده است(افحسبتم انما خلقنا كم عبثا و انكم علينا لا ترجعون ).آيا چنين مي پنداريد كه ما شما را بازيچه و بيهوده آفريده ايم و هيچگاه به ما بازگشت نخواهيد كرد؟

      غرض از خلقت انسان اين است  كه  او با  توجه به  استعدادهاي فراواني كه  در وجودش  قرار دارد و با مدد عقل خويش  و بهره گيري از خرد ديگران استعدادهايش را شناسايي و تقويت نموده و از راه شكوفائي اين استعدادها به قله رشد وكمال انساني دست پيدا كند كه اين رشد و بالندگي در تفكر ديني  چيزي جز تقرب به خداوند كه سرچشمه همه قدرتها و زيبائيها مي باشد نيست.

       در اينجا بايد سؤال كنيم  كه آيا تقرب  به  خداوند  جز  از طريق عمل به احكام  و دستور هاي الهي حاصل  ميگردد ؟ و آيا انجام  اعمال و تكاليف  ديني    چون نماز،  روزه، جهاد،  حج و امثال اينها بدون  داشتن  بدني  سالم و اندامي نيرو مند و روحي با نشاط امكان پذير است؟ هرگز

        پس  ورزش مي تواند به انسان مؤمن توانائي وسلامت بهتر و بيشتري را بدهد كه از آنها بعنوان بهترين وسيله براي اداره تكاليف ديني و در نتيجه تقرب به خداوند استفاده نمايد.

.تعادل جسم وجان

  انسان در انديشه ديني موجودي است مركب ، كه از جسم و جان بوجود آمده است و اين دو با يكديگر چنان ارتباط دارند كه هر گاه يكي از آنها تحت تاثير عاملي بيروني و يا دروني قرار بگيرد ديگري نيز به ميزان شدت آن عامل متاثر مي شود.

  بر اين اساس بين تن و روح بطور مداوم داد و ستد وجود داردو دريافتها و باز پرداختهاي  هر كدام بر اساس يك

سلسله تاثير و تاثر انجام مي پذيرد.

قال علي(ع):(الصحته افضل النعم). حضرت علي (ع) فرمود : صحت و سلامتي از برترين نعمتها است  مولاي  متقيان  حضرت  علي  (ع)  در  بيان  تمثيلي  ارتباط  تن  و  جان  را  اينچنين   بيان مي كند:(الروح في الجسد كالمعني في الفظ). روح در جسم آدمي همانند معني در لفظ است.

چنانكه پيش از اين هم در تعريف ورزش اشاره كرديم در فرهنگ فارسي به ممارست و تمرينهاي منظم ومكرر بدني كه در جهت تقويت جسم انجام ميگيرد ورزش گفته مي شود ولي در فرهنگ   عربي به ورزش (رياضه ) گفته اند .

نتيجه

اگر كشوري بخوا هد نيروي انساني خلاق وتوان مند براي رسيدن به اهداف عاليه آن كشور داشته باشد ضرورت دارد ورزش را در ابعاد مختلف تقويت نمايد تا اينكه نيروي انساني با جسمي سالم وفكري روشن درراه رسيدن به اهداف كشور وملتش انجام وظيفه نمايد وازجمله ورزشهاي لازم وضروري.شنا ،دو ميداني،اسب سواري، تير اندازي،كوه نوردي، فوتبالن بسكتبال،دارت ورشته هاي مختلف ديگردر فضا ئي مناسب براي خوا هران وبرا دران  ،به اميد حمايت وتقويت هرچه بيشتراين  حركت ارزشمند وانسان ساز .                    

                                                     

  

 

  

  

 

  

  

 

 

                                                              هاشم بياتي

                                                  كارشناس خبره فرهنگي  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۱ساعت 10:20  توسط هاشم   |