گالري عکس مسجد قبا

 

گالري عکس مسجد قبا

گالري عکس مسجد قبا

عکسهای مسجد پیامبر Parsiland.ir

خانواده ومسجد، بستر شکفتن :

« انسان» موضوع خلقت او اشرف مخلوقات است. موجودی اجتماعی که نخستین بستر فعلیت یافتن این ویژگی برترین مخلوق الهی، به طور قطع کانون خانواده ومسجداست.

خانواده ومسجد  اولین، مهم ترین و پر برکت ترین نهاد اجتماعی در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی بشمار می آید. در فرهنگ اسلامی، خانواده به مثابه دژی استوار و نهادی مقدس بیشترین مسئولیت را در رشد و تحول، تربیت و تعالی و سعادت وجود انسان برعهده دارد.

خانواده ومسجد کانونی است که در آن ارزشهای اخلاقی، باورهای دینی و معیارهای اجتماعی از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد و زمینه رشد عاطفی و تربیت اخلاقی و اجتماعی ارزشهای فرهنگي درجامعه واساسی ترین نقش را عهده دار است.

خانواده هاومساجد به مثابه اصلی ترین پایگاه های رشد و شکوفایی شخصیت و پرورش مهارتهای اجتماعی کودکان همانند حلقه های زنجیردر اجتماع ووصل دربين انسان هااست واساسی ترین سهم را در سلامت و اعتلای جوامع بشری برعهده دارند و بخش قابل توجهی از شکل گیری شخصیت، تبلور رفتار های اجتماعی، تعاملات بین فرد و مسئولیت پذیری انسانها حاصل چگونگی باز خوردها، بینشها و تجارب آنان در زندگی خانوادگی است.: اگر فضای مسجد چنین باشد آنگاه افراد جذب مسجد خواهند شد.

،جایگاه مسجد را جایگاه یکرنگی ،مهربانی ،همدلی و وحدت دانست وتصریح نمائيم: اگر فضای مسجد چنین باشد مسجد خواهد شد.

مسجد را در درجه اول بايد جایگاه ذکر خداوند دانست، در مرحله دوم محور ومرکز وفرهنگی در جامعه اسلامی .

موانع جذب كودكان ونو جوانان و جوانان به مساجد.

الف ) درونى

1 خانواده نهادى است كه پايه سعادت يا شقاوت انسان در آن پى ريزى شده و از آن نشاءت گرفته است ؛ خوشبختى يا بدبختى آينده و سرنوشت افتخارآميز يا نكبت در خانواده رقم مى خورد؛ به همين سبب بخشى از عوامل و موانع جذب جوانان به مساجد، ريشه در كانون خانواده دارد كه از جمله موانع جذب جوانان به مساجد، مى توان اين موارد را نام برد:

الف ) والدينى كه خود به ظاهر مسلمان اند ولى عملا پايبند به احكام و تكليف هاى دين نيستند و در عمل بى اعتنا هستند اين والدين با مراكز مذهبى و برنامه هاى دينى و مساجد بيگانه اند و قهرا فرزندانشان هم برابر عملكرد و سيره آنها مشى مى كنند و نوعا شخصيت فرزندان چنين خانواده هايى جداى از دين شكل مى گيرد.

ب ) معاشرت ها و مهمانى هاى خانوادگى و خويشاوندى و دوستان ، اختلاط هاى نامشروع و ضد اخلاق ، بى بند و بارى و مراعات نكردن ضوابط و حدود شرعى در معاشرت هايى كه زمينه ساز فساد و آلودگى است . نوجوان و جوان در سنى است كه آزادى مطلق و لذت گرايى و بى بند و بارى و ارضاى غرايز، موافق با طبع اوليه و طبيعت اوست و چون دين و مراعات اصول اخلاقى او را محدود و مقيد مى كند با طبع اوليه او سازگار نيست ، پس قهرا تمايلى به ورود به مسجد يا هر مركز دينى از خود نشان نمى دهد و اين گونه معاشرت ها در چنان خانواده هايى با نتايج تخريبى كه در پى دارد، راهنمايى ها و تلاش هاى عوامل سازنده بيرونى را هم خنثى و بى اثر مى كند.

ج ) بى توجهى و حساسيت نداشتن والدين مسلمان و متدين در خصوص ‍ تربيت دينى و تكليف هاى الهى فرزندان كه نه تنها از همان سنين پايين بچه ها را به انجام دادن فرايض و حدود الهى عادت نمى دهند و تشويق نمى كنند، چنانچه فرزندان نيز از ديگران يا جاهاى ديگر اثر پذيرفته باشند و در امر دين اهتمام ورزند، والدين از بى توجهى يا به بهانه اينكه الآن برايشان زود است و يا اكنون بر آنها واجب نيست ، فى المثل : با نماز، روزه ، حجاب و غيره فرزندان ، مخالفت مى كنند.همين بى توجهى والدين در سنين پايين فرزندان و بى توجهى خانواده در پيوند دادن فرزندان خود به مسجد، و ماءنوس نكردن با بچه هاى مسجد و انجام ندادن تكليف هاى دينى از آغاز، سبب مى شود كه اين فرزندان در سنين بالا با مساجد و مسائل دينى بيگانه شوند، يا اگر تمايلى در آنها پديد آيد، عملا براى آنها سخت است كه با مسجد انس گيرند و به احكام دينى پايبند باشند اين گونه افراد فكر مى كنند در صورت تمسك به مسائل دينى ، در ميان دوستان شان خجل خواهند شد.د) اختلاف والدينى كه خود را متدين و پايبند به قيود مذهبى و احكام دين مى دانند، ولى در محيط خانه ، گاه نزد بچه ها دعوا و مشاجره و توهين و غيره به يكديگر روا مى دارند، پدر و مادر برخى احكام دين را بر سر هم چماق مى كنند و نتيجه اين گونه برخوردهاى منفى و نامناسب ، علاوه بر آثار سوء عديده در روح و روان و اعصاب بچه ها، بدبينى و تنفر از مراكز دينى ، از جمله مسجد را، در پى خواهد داشت .

ه ) زمينه سازى نكردن به منظور ايجاد آمادگى و پذيرش در نوجوان و جوان كه گاه ممكن است جاذبه برنامه هاى تلويزيون يا بازى فوتبال و يا غيره ، بيش از نماز اول وقت يا ورود به مسجد براى استفاده از برنامه هاى آن باشد.

و) تحميل ها در اداى تكاليف هاى دينى بى آنكه فرزندان توجيه شوند، آن هم بدون در نظر گرفتن استطاعت و ظرفيت جسمى و روانى يا حال و نشاط و وقت كافى آنها و سوء استفاده از حيا و رودربايستى ها در آن تحميل ها.براى نمونه يك نويسنده ضد مذهب مسيحى علت بيزارى و تنفر خود را از مذهب مسيحيت و كليسا همين تحميل هاى نامعقول و غير منطقى ذكر مى كند.

ز) وجود تناقض در رفتار و كردار والدين كه الگوى فرزندانشان هستند.

ح ) ممانعت از ورود فرزندان به مسجد و تبليغ سوء عليه روحانيون و دين و ايجاد حس بدبينى و القاى باورهاى غلط به جوانان و نوجوانان و دلسرد كردن آنها از حضور در مساجد و غيره ..

2 محور فر هنگي

الف موانع موجود بين خانه و مدرسه ومسجد.

ب ) تضاد در متن برنامه ها و ناهماهنگى در نظام آموزشى و محتويات كتب درسى و آنچه در كلاس ها مطرح مى شود.

ج ) نبودن امكان لازم و مناسب مانند كتاب ، نمازخانه مناسب ، نماز جماعت ، جلسات دينى و فوق برنامه هاى جذاب و مفيد و اقناع كننده با كمبود حضور مبلغان لايق و آگاه به مناسبت هاى مختلف در محيط هاى آموزشى ، جلسات پرسش و پاسخ و غيره .

د) منحصر بودن فعاليت ها و آموزش هاى دينى به معلمان و مربيان دينى يا گروه معارف دانشگاه ها.

ه ) ناتوانى علمى يا بى حوصلگى يا آشنا نبودن با شيوه هاى صحيح آموزشى و هنر معلمى برخى معلمان و مربيان و استادان در محيط هاى آموزشى به ويژه در آموزش هاى دينى و پاسخ گو نبودن به نيازهاى فكرى و فرهنگى و فطرت حقيقت جويى ، و كنج كاوى نوجوانان و جوانان كه بتدريج حالت دين زدگى در دانش آموزان و دانشجويان پديد مى آورد.از آن طرف جوانان ما اگر با وجود خلاء فكرى و مذهبى با متوليان مكتب و بينش مواجه شوند كه برخوردها برخوردهاى زيبا و  و جذاب و عا طفى.. نباشد و نياز او را به صورت ديگرى پاسخ دهند ، طبيعى است كه جذب ديگران خواهند شد.

و) القاى ناهماهنگى دين و علم و اصرار بر متضاد بودن آن دو از جانب برخى آموزگاران و استادان بى تعهد.

ز) بدآموزى ، مغلطه كارى ، تبليغات سوء و تلقينات ناصواب .

3 جامعه

 الف ) دوستان ناباب و معاشران ناصالح .

ب ) آلوده كردن جو عمومى حاكم بر جامعه و محيط ناامن فكرى و فرهنگى براى جوانان .

ج ) فشار و تحصيل كارى نامعقول و توجيه نشدنى .

د) سوء عملكرد دستگاه هاى اجرايى و نيروهاى انتظامى در برخى از برخوردها با افراد خاطى و مسئله دار.

ه ) تناقض در گفتار و رفتار برخى مسئولان و كارگزاران نظام اسلامى .

و) آزادى هاى بى حد و حصر و سوء استفاده فرصت طلبان و مسامحه مسئولان در نظارت و برخورد قانونى با مسائل .

ز) كمرنگ شدن تدريجى معنويت در جامعه و گرايش شديد به ماديات ، حتى در ميان مسئولان و كارگزاران ،با ارزش بودن ماديات و بى توجهى به معنويات كه اين بيمارى با تاءسف در ازدواج و انتخاب شغل و موقعيت هاى اجتماعى ، به نحو بارزى نمايان مى شود و هيچ گاه به معنويات توجهى نمى شود.

ن ) جشن هاى عروسى در منازل و تالارها كه گاه در خيابان هاى شهر هم به شكل زننده اى مشاهده مى شود.

ح ) بى ضابطه گى و نظارت نكردن جدى بر ورود ارمغان غرب : لباس هاى نامناسب و نوارهاى ويدئويى ضد اخلاق و فضيلت ، مجلاتى با عكس هاى مستهجن ، مسافرت به كشورهاى خارجى به ويژه غرب و تاءثيرپذيرى از آن و گشت هاى سياحتى و رفت و آمدها.

ط) صف بندى هاى اجتماعى و احزاب سياسى ، گروه هاى انحرافى مانند تكنو، متاليكا و غيره كه هر يك مرام و تفكر و برنامه ضد اخلاقى خاصى دارند و دام تله اى براى شكار نوجوانان و جوانان معصوم بى خبر هستند. هدف اين گروه ها به انحراف و فساد كشاندن آنان است .اين ها آزادانه در جامعه فعاليت مى كنند و سبب خود آزارى و ساديسم و مزاحمت و جنون و رشد فساد و برهم زدن امنيت جامعه و منكوب ساختن حيثيت اجتماعى و عفت عمومى مى شوند و با تاءسف مسئولان امر نيز از آنها جلوگيرى نمى كنند.اگر كسانى هم به لحاظ احساس مسئوليت ، واكنش نشان مى دهند و با آن ها برخورد كنند، در محاكم قضايى نه تنها با آنها برخورد قانونى معقول و جدى نمى شود و محكوم نمى گردند، بلكه آمر به معروف و ناهى از منكر، خود دچار مشكل مى شود كه جدا جاى تاءسف است كه گاه آن چنان بى اعتنا و ساكت و غافليم ، چه دولت و چه مردم حزب الله متدين ، كه انگار افراد منحط و فاسد و مخالف در كشور وجود ندارند، ما ناخواسته در عمل آنها را تاءييد و عملكردشان را ناديده مى گيريم و باعث مى شويم تا جوانها به دام گرفتار آيند، چگونه مى توان انتظار داشت جوان بى تجربه در سنى كه تمايلات و گرايش ها و خواسته ها، به شدت در باطن او وجود دارد، پاك و سالم بماند و به فضيلت ها رو كند و در مجسد معتكف و در آنجا پرورده شود؛ حال آنكه در كوچه ها و خيابان ها به هر سو مى نگرد، شاهد صحنه ها و مظاهرى است كه به هيچ وجه در خور نظام و شئون اسلامى نيست .

4- ويژگيهاي فردي

الف ) از جمله موانع جذب جوانان به مسجد و گريز از مراكز دينى و از مهمترين ادله بى علاقگى به امور مذهبى يا تنفر از دين و گرايش به پوچى و انحراف در جوانان ، فقدان جهان بينى مطلوب و نداشتن بينش صحيح است ، اگر باورها در انسان منفى ، سراب گونه و غلط باشد، طبيعى است كه اعمال و كردار مبتنى بر آن باورها، صحيح و متكامل و سعادت آفرين نخواهد بود، چون از حركات ، سكنات ، كردار، كنش هاى رفتارى و جلوه هاى عملى فرد كه نمودى از باورهاى درونى اوست ، حتى از طرز لباس پوشيدن ، سخن گفتن ، ژست گرفتن و استخدام كردن واژه ها در محاورات روزمره  فرد ، مى توان به سهولت به عقايد و باورهاى او پى برد؛ مثلا كسى كه خدا و قيامت را باور داشته و در حقيقت انسانى وارسته و مؤ من است ، ايمان و باورهاى دينى و مذهبى خود، حتى در ظاهر اعمال ، رفتار، حركات ، سكنات ، نگاه و برخورد و مراوده و معاشرت هاى او اثر مى گذارد؛ فى المثل از پوشش نامناسب و حضور در مجامع يا از ورود به مواضع اتهام و موارد احتمال لغزش و گناه پرهيز و خوددارى مى كند؛ چرا كه آنها را با شخصيت خود سازگار نمى بيند و تناسبى بين خود و آن نحو پوشيدن يا ورود در مكانهاى نامناسب و آلوده ، احساس نمى كند. چه بسا ممكن است از لحاظ احساسات فردى و گرايش ذاتى و زيبايى گرايى ، با آنكه به زيبايى مى انديشد و خودنمايى و زيبايى را دوست دارد، از وسائل زينتى و آرايش زننده و تبرج صرف نظر و از پوشش نامناسب و دون شاءن خود و مد گرايى پرهيز نمايد.و يا بالعكس شخصى به دليل مد گرايى و تقليد، از چيزى كه مناسب شخصيت او نيست و بر اساس همان باورهاى غلط درونى شخصي به گونه اى نامناسب لباس بپوشد و در كوچه و خيابان ظاهر شود و با زبان،  پوشش و لباس و باورهاى غلط خود را به رخ ديگران بكشد و فخر و خودنمايى كند، زيرا آنچه براى او مهم است ، مد گرايى بر اساس بينش و انديشه هاى غلط است .فرض كنيد خانمى كه مانتوى بلند و مناسب مى پوشد ولى مراعات حجاب و حفظ گوهر عفاف ندارد يا مردى كه صورت خود را با تيغ نمى تراشد و ريش مى گذارد ولى به جهات شرعى و مانند آن توجه ندارد ، بنابراين عقايد و باورهاى درونى فرد، او را تعديل و كنترل يا افسار گسيخته و بى بند و بار مى سازد. اين است كه مى گوييم باورهاى صحيح و بينش مطابق با حقيقت مى تواند جوان را در مسير هدايت و تكامل قرار دهد و همان باورهاى صحيح و حق ، پليس و محافظ درونى مطمئن براى او باشد و او را صيانت كند.

ب ) شكست ها و سرخوردگى ها و كمبودها و عقده هاى روانى .

ج ) اثر پذيرى از تبليغات سوء عليه اسلام و روحانيون .

د) برداشت غلط از دين و نداشتن بنيان و مايه علمى لازم (علم دين ) و شناخت ناقص و غير اصولى از مذهب و فلسفه دين .

ه ) نداشتن معرفت لازم (ولو به اجمال ) به فلسفه و رموز احكام دين و دستورهاى الهى ؛ شخص با ديد سطحى و انديشه ابتدايى تصور مى كند دستورهاى دينى اعماق پوچ و بى فايده است پس نبايد به آنها عمل كرد.امير المؤ منين عليه السلام مى فرمايند:الناس اعداء ما جهلوا.با تاءسف از اين لحاظ نيز انديشمندان آگاه و نويسندگان و محققان آثار مدون چندانى ارائه نكرده اند كه بتواند پاسخ گوى نفس نقاد و ذهن پوياى نسل جوان تشنه و تحصيل كرده جستجوگر باشد.بى اطلاعى از مفاهيم ارزشى اسلام و روى آوردن به توهمات و تخيلات و رمان و مجلات و جرايد ورزشى و قهرمان پرستى و حقيقت گريز و خواند داستان هاى افسانه اى و فرار از مسئوليت و پر كردن اوقات فراغت با آنها و خلاء فكرى و كمبودهاى روانى جوان را به ورطه فساد اخلاقى مى كشاند كه عاقبت او را با مسجد و آثار حسن آن و ارزش ها انسانى بيگانه مى شد و از او موجودى غير آنچه در فلسفه آفرينش مطرح شده و مد نظر بوده بار مى آورد.

5 - موانع جذب جوانان به مساجد كه از خود خا نواده ومدرسه و مسجد ناشى مى شود عبارت است از:

1 - متنوع نبودن برنامه هاى مساجد كه اغلب يكنواخت ، كسالت آور و خسته كننده است و نا آشنا بودن گردانندگان آن با شيوه هاى جذب جوانان و فنون تبليغ در مقابل متنوع و جذاب بودن برنامه هاى بيرون نظير باشگاه هاى ورزشى ، ويدئو، ماهواره و غيره ؛ بايد اذعان داشت كه :

2 - منطبق نبودن برنامه هاى مساجد با نيازهاى فكرى و فرهنگى جوانان و مناسب نبودن وضع زمان و مسائل روز.

3 - تكرارى بودن حرفها و سخنان روحانيان در موضوعاتى خاص كه جوان احساس مى كند اگر در مسجد حضور يابد بهره اى نخواهد برد.

4 - طرح نكردن مسائل جوانان و حل مشكلات آنان .

5 - عدم ارائه برنامه هاى مناسب و مطرح نكردن دو عامل مهم :

الف ) آثار و فوايد مسجد و بركات آن و ويژگى هاى فردو اهل مسجد.

ب ) آثار سوء و پيامدهاى منفى گريز از مساجد وارائه ومطرح نكردن راه كار ها وشيوه هاي جذب  .

6 - اختصاصى شدن تدريجى برخى مساجد تنها براى قشر پيران و احساس غربت و حقارت براى جوان ، كه اينجا ديگر جاى او نيست .

7 - گاه موانع حضور جوانان در مساجد، فصلى و مقطعى است ؛ نظير همزمان بودن ايام ماه مبارك رمضان يا محرم و غيره با اوقات امتحانات و پايان ترم دانشگاه ها، كه بايد مسئولان آموزش و پرورش تمهيداتى به كار گرفته و چاره اى بينديشد.

8 - طولانى بودن نماز جماعت و سخنرانى ، و به تاءخير انداختن كارهاى واجب .

9 - برپايى فعاليت هاى فرهنگى مساجد در ايام خاصى از سال ، نظير ماه مبارك رمضان يا ماه محرم با روزهاى عيد يا وفات امامان معصوم عليهم السلام و مجالس ختم ؛ كه براى جوانان عادت هميشگى نمى شود.

10 - محل درآمد بودن مسجد براى بعضى از روحانيان كه سال ها امام جماعت مسجد خاصى بوده اند و حرف جديدى براى گفتن ندارند و زحمت تحقيق و مطالعه و بيان مطالب جديد به خود نمى دهند

11- وضع نامناسب لباس و شكل ظاهرى ائمه جما عات يا مبلغ اسلامى كه از آراستگى ظاهري بر خردارنيستنددرصورتي كه  ، امامان معصوم عليهم السلام و علماى بزرگ وارسته ، علاوه بر پيراستگى باطن ، مراعات نظافت و آراستگى قيافه و ظاهر نيز بوده اند.

 13 - وجود تناقض در گفتار و كردار بعضي از افرا دكه در محراب و بالاى منبر يك طور و در خلوت طور ديگر عمل مى كنند.

14- مشاهده ضعف ها در وابستگان درجه اول ائمه جما عات (همسر و فرزندان و مادر و پدر) و افراد تحت تكفل او.

15 - وجود هيئت امنا و خادمان تند و خشن و بد اخلاق و مستبد در مسجد كه دافعه قوى دارند.اعمال روش هاى خشك و مستبدانه در آموزش هاى مذهبى و به كار گيرى شيوه هاى غلط تعليمى و در خواست اطاعت كوركورانه و بى قيد و شرط كه موجب بى علاقگى و دلسردى از دين و مراكز دينى مى شود.

16 - مراعات نكردن عفت كلام و بكار گيرى واژه ها و كلمات نامناسب و سوء تفاهم برانگيز و دون شاءن مبلغ اسلام ، در سخنرانى ها و مراعات نكردن ادب در گفتار و نگاه و نداشتن برخورد زيبا از لحاظ روانى در جذب مخاطب بسيار مؤ ثر است .17 - وجود افسانه و اساطير و موهومات و خرافات و شبهات و تحريفات به اسم مذهب در تبليغات كه سبب بدنامى و كاستن جاذبه دين در اذهان مى شود.

18 - كج فهمى در دين و تبليغات ناقص و بد معرفى كردن دين به مردم و بدآموزى و افراط.

19 - ناآشنايى با روان شناسى تبليغات ، موقع نشناسى ، نداشتن حسن انتخاب و كج سليقگى در طرح مطالب در برخورد؛ مردم .

20 - وجود ائمه جماعت در مساجد كه صلاحيت علمى و توان تبليغى ، اخلاقى ، سياسى و اجتماعى لازم را ندارند و كسانى كه خوشنام و خوش ‍ سابقه نيستند و تبليغ و امامتشان به دل نمى نشيند

21 - تشخيص ندادن و نداشتن درك صحيح از روان شناسى دوره جوانى و بيگانه بودن با دنياى جوانان و ندانستن زبان آنها و ناتوانى در طرح ارزش ها و مجاب ساختن آنان و متقاعد كردن و پاسخگو بودن به سؤ الات آنان ، رمز موفقيت استاد شهيد مطهرى در بيان و بنان و نفوذ در ميان قشر جوان و تحصيل كرده ، همين درد شناسى و آشنا بودن و با نياز و زبان مخاطبان خود بود

22- القاى ترك لذت و بهره نبردن از مواهب و نعمت هاى الهى و پرهيز از شيك پوشى و آراستگى به اسم دين و تلقين اينكه دين دار واقعى نبايد بخندد، لذت ببرد و شيك بپوشد.

ب ) بيروني

 اما آنچه به عنوان موانع مشترك جذب جوانان به مساجد، در خانه و مدرسه اجتماع است كه درخور توجه و جاى تاءمل و تعمق و بازنگرى است ، وجود دوگانگى و تناقض در گفتار و اعمال است .يعنى اينكه نوجوان و جوان در معاشرت و مصاحبت با اعضاى خانواده ، به ويژه والدين و در محيط هاى آموزشى به ويژه با رفتار كسانى كه مسئوليت دينى و پرورشى او را به عهده دارند، و با ورود به اجتماع ارتباط با مردم در جامعه و مظاهر و موقعيت هاى گوناگون آن و مخصوصا در مساجد و مراكز دينى نبايد شاهد اعمال و رفتارى باشد كه مغاير با تعاليم اخلاقى و دينى است و با عقايد و آموخته هاى اسلامى او منافات دارد، زيرا جوان با دقت آنان را زير نظر داشته و رفتار آنها را سرمشق و راهنماى خوى قرار مى دهد، آنگاه اگر ببيند رفتار پيروان دين به ويژه بانيان مذهب ياالگو  هاى اسلامى با نقش و روش و سلوك اسلامى و ارزش هاى دينى كمتر ارتباط دارد بتدريج به مسائل اخلاقى و مقدمات مذهبى و مراكز دينى و حضور در مسجد دلسرد و بى اعتنا مى شود و اگر در خانه هم كه او تاءثير پذير تر است شاهد نوعى نا هماهنگى با اجتماع باشد و در مدرسه و مسجد هم دوگانگى در رفتار وجود داشته باشد، طبيعى است كه آثار تربيت دينى در نوجوان و جوان بتدريج از بين مى رود.

روش جذب جوانان به مساجد چیست؟

- ایجاد ارتباط عاطفى بین خانه و مسجد.

خانواده به عنوان نخستین کانون تعلیم وتربیت نقش عمده‏اى در برقرارى ارتباط جوان با مساجد دارد. بسیارى از کارهاى ناپسند تا به صورت عادت در نیاید در اجتماع انجام نمى‏گیرد. امام على(ع) یکى از روش‏هاى تربیتى را عادت مى‏داند که از آن به عنوان طبیعت دوم یاد مى‏کند. و مى‏فرماید: «عود نفسک فعل المکارم و تحمّل اعباء المغارم تشرف؛ نفسک و تعمر آخرک و یکثر حامدوک؛ نفس خود را به امور نیک عادت دهید تا شرافت یابید و آخرت خود را آباد کنید و ستایش کنندگان را افزایش دهید.» بر این اساس اسلام سفارش مى‏کند فرزندان را از کودکى به نماز و روزه عادت دهید تا تقید به فرائض در بزرگسالى بر آنان دشوار نگردد.

2- ایجاد ارتباط عاطفى بین مدرسه و مسجد.

مدرسه به عنوان خانه دوم مى‏تواند پل ارتباطى بین جوان و مسجد باشد. جوانان ما بیش‏تر اوقات خود را با محیط مدرسه و با تماس و گفتگو با مربیان مى‏گذرانند و بدیهى است که گفتار و کردار آنان تأثیر بیش‏ترى دارد. از این فرصت باید استفاده کرد وتفکیک ناخواسته میان تعلیم و تربیت را از بین برد مراکز آموزشگاهى نباید تنها دغدغه خود را آموزش و تدریس بدانند. متأسفانه امروز درمراکز آموزشى دو مقدمه آموزش و پرورش از یکدیگر جدا شده و افراد خاصى خود را موظف به تربیت دینى نوجوانان و جوانان مى‏دانند از این رو در مدارسى که نماز جماعت اقامه مى‏شود در نمازخانه فقط مربیان پرورشى و معلمان دینى حضور مى‏یابند و دیگر معلمان حضور کم رنگ دارند. آیا معلمان ریاضى، انگلیسى، ورزش، فارسى و غیره در قبال تربیت دینى دانش‏آموزان وظیفه‏اى ندارند؟ اگر معلم ریاضى در کنار دانش‏آموزان در نماز جماعت حضور یابد قطعاً اثر او به مراتب بیش از مربیان پرورشى خواهد بود. از سوى دیگر متصدیان امور مساجد باید رابطه خود را با مدرسه تقویت نمایند.

اگر در جشن مدرسه، شیرینى به شکل بسته‏بندى شده و به نام مسجد به دانش‏آموزان داده شود چه تأثیرى خواهد داشت؟ اگر امام جماعت و هیئت امناى مسجد در مراسم مدرسه شرکت کنند چه فضاى مناسبى ساخته خواهد شد؟ از این طریق مى‏توان موانع میان مسجد و مدرسه را از پیش رو برداشت و تعادل طرفین برقرار کرد.

3- ایجاد ارتباط عاطفى بین مسجد و جوان.

مدینه منوره

جوان، موجودى است عاطفى، زود رنج و شکننده. اگر با جوانان با صداقت و احترام برخورد شود به سهولت مى‏توان در این دوره از حیات در عمق دل و صفاى قلب او نفوذ کرد. پیامبر اکرم(ص) توصیه فرموده‏اند: «علیکم بالشبان خیراً فانهم ارق افئدة ان اللَّه بعثنى بشیراً و نذیراً محالفنى الشبان و خالفنى الشیوخ؛ بر شما باد به جوانان که قلب آنان رقیق‏تر و آمده پذیرش خیر است. وقتى خداون مرا براى انذار و بشارت مردم مبعوث کرد سالخورده‏ها با من مخالفت کردند اما جوانان با من پیمان بستند.

لازم نیست شعائر دینى و تکالیف شرعى را بر جوانان تحمیل کرد که این کار عکس العمل منفى دارد بلکه کافى است کانون مذهبى را به صورت جذاب، عرضه نمود و فضاى صمیمى و خوشایندى را فراهم کرد. و در کنار هدایت بر همدلى تأکید ورزید. براى توفیق در ارتباط بین مسجد و جوان باید به همدلى برسیم. وقتى جوان احساس کند تنها از او گوش انتظار داریم چیزى به نام پذیرش اتفاق نمى‏افتد. ما معمولاً در نصیحت کردن قهرمانیم اما در همدلى واقعاً کم مى‏آوریم و به همین دلیل پل‏هاى ارتباط را مى‏شکنیم.

همدلى نیازمند چند مسأله است:

1- درک جوان:

واقعیت آن است که دوره جوانى اقتضائات خاص خود را دارد. جوانان به دلیل ناپختگى کم تجربگى، احساسات شدید و مشکلات بلوغ به طور طبیعى، خطاپذیرند و از طرفى روحیه استقلال‏طلبى و ستیزه جویى زمینه چالش‏ها و تضادها را در میان این قشر و بزرگ‏ترها به وجود مى‏آورد نحوه برخود با مسائل جوانان بسیار ظریف و حساس مى‏باشد، بسیارى از دست اندرکاران کانون‏هاى دینى و مساجد، بدون توجه کافى به واقعیات دوران نوجوانى و جوانى و مشکلات ویژه آنان، اقدام به واکنش‏هاى تند و افراطى مى‏کنند و چه بسا یک یا دو برخورد ناسنجیده و ناصواب براى همیشه جوانان را از مساجد و عرصه تربیت دینى دورگرداند. استاد مطهرى داستانى را نقل مى‏کند که گویا این حقیقت است و مى‏گوید: شخصى که به مسجد مى‏آمد و نماز جماعتش ترک نمى‏شد توسط یکى از مقدسین مورد عتاب قرار مى‏گیرد که اگر مسمانى چرا ریشت را این طور کرده‏اى؟ او از همان جا سجاده را بر مى‏دارد و مى‏گوید این مسجد و این نماز جماعت و این دین و مذهب مال خودتان رفت که رفت.

آنان که منادیان و ناشران فرهنگ نمازند باید راه‏هاى ارتباط با جوانان را شناسایى کنند و از روش‏هاى کارآمد استفاده نمایند و خودرا جاى جوان بگذارند وتوقع بیش از حد از او نداشته باشند خوشبختانه دین واقع بین اسلام به نکات دقیقى پرداخته که بسیار کارگشا است. وقتى امام على(ع) با خدمت کارش قنبر براى خرید لباس به بازار رفتند و دو پیراهن دو درهمى و سه درهمى خریدارى نمودند امام(ع) پیراهن سه درهمى را به قنبر دادند. قنبر گفت: شما به آن سزاوارترى چون شما بالاى منبر مى‏روى و خطبه مى‏خوانى، امام(ع) در پاسخ فرمود: «انت شاب و لک شره الشباب؛ تو جوان هستى و میل جوانى دارى».در حدیث فوق امام(ع) این درس را به همگان داده است که جوان را درک کنند و روحیه او را در نظر گیرند.

2- انعطاف‏پذیرى:

همدلى بدون انعطاف‏پذیرى ممکن نیست. جوان به حکم جوان بودن در معرض خطا و لغزش است. از این رو امام على(ع) مى‏فرماید: «جهل الشباب معذور و علمه محقور؛ نادانى جوان غیر قابل ملامت و علم او محدود واندک است خداوند به پیامبر رحمتش مى‏فرماید: «و لو کنت فظاً غلیظ القلب لا نفضوا من حولک؛ اگر سخت دل و ترش روى بودى همه از تو دور تو پراکنده مى‏شوند،مسؤلان مساجد باید با تحمل و بردبارى و انعطاف‏پذیرى، با جوانان بزرگوارانه برخورد کنند و چون پدرى دلسوز دست نوازش بر سر فرزندان خود بکشند و «ارتباط عاطفى» را بر ارتباط دستورى و خشک مقدم دارند. روان شناسان معتقدند نخستین امرى که بر اثر پیوندهاى معنوى یا معنایى و دوستى مى‏شکفد محبت است و محبت در ابتداى امر مستقل و فراگیراست.

3- جوان گرایى:

معمولاً جوان از جوان بهتر و زودتر مى‏پذیرد. در دو جوان به دلیل نزدیک بودن جهان احساسى وعاطفى و روحى، تفهیم و تفاهم سریع‏تر اتفاق مى‏افتد. در حال حاظر ائمه جماعت بسیارى از مساجد کهنسال‏اند و با دنیاى جوان بیگانه‏اند هر چند در این میان، پیران خوش اندیش و جوان دل وجود دارند که توانایى فوق العاده‏اى در جذب جوانان دارنداما باید به یک جوان گرایى در مساجد برسیم.

بعضى از جوانان، عدم امکان ارتباط با امام جماعت سالمند را دلیل اجتناب از نماز جماعت و عدم حضور در مساجد مى‏دانند و به تجربه دیده شده مساجدى که امام جماعت جوان و پرشورى دارد در جذب جوانان موفق‏تر بوده‏اند.

در این رابطه لازم است تحولى در سیستم مدیریتى مساجد به وقوع پیوندد و فرهنگ جوان گرایى در اداره مساجد نهادینه گردد و جوانان در کنار سالمندان در هیئت امناى مساجد راه یابند.

4- زیبا سازى مساجد:

 

مسجد پیامبر اکرم (ص) در مدینه منوره - www.jalalpic.com

یکى از راه‏هاى استحکام پیوند جوانان با مساجد، زیبا ساختن مساجد و کانون‏هاى دینى است. مساجد از همان سردر تا درون مسجد (صحن، محراب، فضا، دیوارها و غیره) باید آراسته و پیراسته و جوان پسند باشد واز جاذبه‏هاى هنرى و علمى در پیشانى مسجد استفاده شود. پاکیزگى، طراوت و زیبایى مسجد، در جذب جوانان بسیار مؤثر است. بعضى از دانش‏آموزان، بوى بد، فضاى تنگ نمازخانه، فرش‏ها و موکت‏هاى آلوده را باعث بى رغبتى به نماز مى‏دانند.

5- فعال کردن مساجد:

براى حضور جوانان در مساجد، لازم است، مساجد را از انحصار به نماز، خارج کرد، جوان عنصرى فعال و پرشور است و به دنبال کانونى فراگیر و خودجوش مى‏باشد. مطالعه عصر نبوى نشان مى‏دهد که مسجد، پایگاه تصمیم‏گیرى اجتماعى، نظامى، سیاسى، عبادى و فرهنگى بوده است. در این صورت مسجد یک مجتمع مى‏باشد که جوانان را با سلایق مختلف در خود جمع کرده است. اگر در دوران دفاع مقدس ما شاهد حضور چشمگیر جوانان در مساجد بودیم یکى از دلائلش فعال بودن در زمینه‏هاى عبادى، نظامى و فرهنگى بوده است.

اگر امکانات هنرى، ورزشى، نمایشى، کتابخانه در کنار مسجد به عنوان جزئى از پیکره مسجد محسوب شود جوانان به مسجد راغب‏تر خواهند شد. با کمال تأسف دنیاى الحاد در مسیر خود با ظواهرى زیبا از روش‏هاى نو و از تمامى امکانات استفاده مى‏کنند ولى ما تنها به روش‏هاى سنتى اکتفا کرده‏ایم و از همه ظرفیت‏ها استفاده نمى‏کنیم.

قرآن کریم به کاربرد هنر در القا و تغییر افکار اشاره کرده و مى‏فرماید: سامرى دشمن موسى(ع) با زر و زیور، گوساله‏اى ساخت که صدایى شگفت داشت و آن را خداى موسى معرفى کرد و به این صورت پیروان موسى(ع) را به انحراف کشاند.

چرا ما براى هدایت مردم از شیوه‏هاى هنرى مثل فیلم، کارتون، تئاتر، نقاشى، گرافیک، مسابقه و غیره استفاده نکنیم؟

6- بهبود شیوه‏هاى پیام رسانى دینى:

متأسفانه در روش‏هاى تبلیغى و جذب جوانان، بیش‏تر از روش‏هاى کلیشهاى و تکرارى و به صورت مستقیم استفاده مى‏کنیم و همین امر در بى علاقگى و گریز جوانان از نماز جواعت مؤثر بوده است.

در برخى تحقیقات به ویژه تحقیقاتى که در آموزش و پرورش انجام پذیرفته است یکى از دلایل گریز دانش‏آموزان از نماز جماعت، سخنرانى‏هاى طولانى و تکرارى مطرح شده است. ما هندسه، گفتن با جوانان را به خوبى نمى‏دانیم و یا رعایت نمى‏کنیم. پر گویى، مکرر گویى و ارتباط مستقیم آمرانه و دستورى باعث دلزدگى و نفرت و دین گریزى جوانان مى‏شود. در یک نظر سنجى از دانش‏آموزان که در مورد منابع کسب اطلاعات درباره زندگى حضرت على(ع) صورت گرفته است معلوم گردید که سریال امام على(ع) که از تلویزیون پخش شد بالاترین نمره ولى سخنان روحانیون کم‏ترین نمره را به خود اختصاص داده است و این موضوع، نگرش منفى جوانان نسبت به روش متعارف تبلیغ دینى را مى‏رساند و ثابت مى‏کند که دانش‏آموزان به طور کلى، حوصله و علاقه کم‏ترى براى شنیدن سخنان یا خواندن مطالب دارند.

ما در عصر ابتکارات و خلاقیت‏ها به سر مى‏بریم هر روز شیوه‏هاى جدید اطلاع رسانى و تبلیغاتى ابداع مى‏شود ولى آیا شیوه‏هاى پیام رسانى در عرصه دین و معارف دینى شیوه‏هاى کارآمد و به روز است؟ بى شک منبر و وعظ و خطابه یکى از شیوه‏هاى اصیل و مؤثر تبلیغ دینى است ولى آیااین روش در همه جا و براى همه اقشار جامعه مفید است؟ آیا ائمه جماعات مساجد به غیر از سخنرانى، روش دیگرى را آزموده‏اند؟ باتوجه به تجارب سودمند مبلغان در سال‏هاى اخیر در به کارگیرى از گفتگوى مستقیم دو نفرى و به اصطلاح تبلیغ چهره به چهره و رفیق شدن و اظهار همدردى کردن بانسل جوان وقت آن رسیده که در سطح وسیع از این تجربه ارزش‏مند استفاده گردد و ائمه جماعات مساجد با اتخاذ روش ابتکارى خود، مجالس رادر خانه‏ها به صورت پرسش و پاسخ و هدایت غیر مستقیم برگزار نمایند. یکى از رموز موفقیت روحانیون در جبهه‏هاى حق علیه باطل در سال‏هاى دفاع مقدس در همین امر نهفته است روحانى با رزمندگان نشست و برخاست داشت در کنار آن‏ها غذا مى‏خورد، استراحت مى‏کرد، در غم و شادى‏هاى آنان شریک بود و از میهن اسلامى دفاع مى‏نمود و در وقت نماز، به عبادت مى‏پرداخت، از این رو رزمنده به محض شنیدن صداى اذان با رغبت و عشق به نمازخانه‏ها روى مى‏آوردند و نداى وحدت سرمى‏دادند.

7- عمل گرایى:

روابط جوان با مسجد تا حد زیادى بستگى به نوع برخورد و رفتار امام جماعت و الگوهاى جامعه‏دارد. جوانان حساس و زود شکن هستند. رؤیت فاصله میان گفتن و بودن در جامعه، زمینه گریز جوانان را فراهم مى‏کند. آن‏ها کم‏تر مى‏توانند به تحلیل عمیق بپردازند، از این رو زود قضاوت و حکم صادر مى‏کنند.

توصیه‏هاى کلامى در صورتى که با رعایت نکات روان شناختى انجام گیرد تأثیرى بسزا خواهد داشت ولى عدم هماهنگى میان قول و فعل، پند و اندرز مربیان را بى اعتبار مى‏کند. امام صادق (ع) مى‏فرماید: هرگاه شخص عالم به مقتضاى علم خویش عمل نکند اثر موعظه‏اش هم چون آب باران بر روى سنگ صاف از قلب‏هاى مردم محو خواهد شد. امام على(ع) نیز مى‏فرماید: کسى که خود را پیشواى مردم قرار مى‏دهد پیش از آن که به آموزش دیگران بپردازد باید خود را آموزش دهد و نیز باید تربیت کردار او بر تربیت گفتارش پیشى داشته باشد. استاد مطهرى مى‏گوید: این خود یک غفلت و اشتباه بزرگى است امروز در اجتماع ما که براى گفتن و نوشتن و خطابه و مقاله بیش از اندازه ارزش قائلیم و بیش از اندازه انتظار داریم. در حقیقت از زبان اعجازمى‏خواهیم.

سعدیا گر چه سخندان و مصالح گویى به عمل کار بر آید به سخندانى نیست

فرزندان ما بیش از آن که به گفتار ما نظر افکنند اعمال ما را زیر نظر مى‏گیرند که گفته‏اند: بچه‏هاى ما آن گونه مى‏شوند که ما هستیم نه آن گونه که مى‏خواهیم باشند. یکى از پیامدهاى تضاد در گفتار و رفتار مبلغان دینى و متصدیان امور مساجد، ایجاد تنفر در بین جوانان است در روان‏شناسى ثابت شده است که بخش زیادى از یادگیرى انسان از راه چشم صورت مى‏گیرد. استاد مطهرى مى‏گوید: هیچ چیز بشر را بیش‏تر از عمل تحت تأثیر قرار نمى‏دهد شما مى‏بینید مردم از انبیاء و اولیا زیاد پیروى مى‏کنند ولى از حکما و فلاسفه آن قدر پیروى نمى‏کنند چرا؟ براى این که فلاسفه فقط مى‏گویند، فقط مکتب دارند، فقط تئورى مى‏دهند... ولى انبیا و اولیا تنها تئورى و فرضیه ندارند عمل هم دارند آن چه مى‏گویند اول عمل مى‏کنند حتى این طور نیست که اول بگویند بعد عمل کنند اول عمل مى‏کنند بعد مى‏گویند، وقتى انسان بعد ا زآن که خودش عمل کرد گفت آن گفته اثرش چندین برابر است. بسیار اتفاق افتاده وقتى از جوانان مى‏پرسیم چرا به مسجد نمى‏روى؟ مى‏گویند فلان مسجدى نماز جماعتش ترک نمى‏شود ولى در عمل فلان کار را مى‏کند. او انتظار چنین رفتارى را از الگوهاى جامعه ندارد. از این رو نسبت به همه چیز بدبین و بى اعتماد مى‏شود.

در شرایط که جوان به الگو گرایى و همانند سازى توجه خاص دارد باید روى کرد تازه‏اى به این مقوله ارزش‏مند صورت گیرد و الگوهایى متناسب با فرهنگ دینى به شکل جوان معرفى گردد و در دو بخش، سخت‏افزارى و نرم‏افزارى شکل و محتواى مساجد، تغییر اساسى به وجود آید تا در تعامل جوان و مساجد، شاهد خیزشى همه جانبه باشیم.

8- پاسخ گویى به پرسش‏هاى دینى جوانان:

یکى از راه‏هاى استحکام پیوند میان مسجد و جوان، رفع نیاز فکرى و معنوى جوانان مى‏باشد. جوانان ذهن خلاق و جستجو گرى دارند و همواره به دنبال کشف حقیقت و حل مسائل و پاسخ گویى به شبهات‏اند. علاوه بر آن امروز شبهه افکنى در حوزه فرهنگ دینى یکى از پر خطرترین جلوه‏هاى تهاجم فرهنگى در عرصه تربیت دینى است این شبهات به قول استاد مطهرى، گذرگاه خوبى هستند اما عدم پاسخ گویى به آن‏ها موجب تزلزل در عقاید واندیشه‏هاى دینى آنان مى‏گردد و پایه‏هاى تربیت دینى را سست مى‏گرداند. جوان اگر احساس کند که مسجد محلى براى پاسخ گویى به سؤالات اوست و در آن شخصیت ارزش‏مند و فرهیخته‏اى است که درد او را درک مى‏کند، خواه ناخواه به سمت و سوى او متمایل مى‏گردد و دیگران رانیز با خود همراه مى‏سازد. استاد مطهرى مى‏گوید: ما امروز از این نسل گله داریم که چرا با قرآن آشنانیست چرا در مدرسه‏ها قرآن یاد نمى‏گیرند حتى به دانشگاه هم که مى‏روند از خواندن قرآن عاجزند البته جاى تأسف است که این طور است اما باید از خودمان بپرسیم ما تاکنون چه اقدامى در این راه کرده‏ایم؟ آیا با همین فقه و شرعیات و قرآن که در مدارس است توقع داریم نسل جوان با قرآن آشنایى کامل داشته باشد؟ قرآن از مؤمنان مى‏خواهد که سخنانشان محکم و استوار باشد »قولوا قولاًسدیاً؛این نکته در تربیت دینى و جذب جوانان بسیار مهم و حیاتى است که سخنان مربى باید. همچون سدى محکم جلوى امواج مختلف مقاوم باشد.

9- پیوند مسجد با زندگى جوان:

اگر مساجد از خاصیت تک بعدى (معنوى گرایى) به سوى چند بعدى شدن سوق داده شود و اقدام عملى در جهت نیازهاى فردى و اجتماعى نسل جوان بردارد قطعاً در جذب جوانان موفق خواهد بود. وجود برخى مشکلات زمینه ساز انحراف و بى رغبتى به دین یا کانون‏هاى دینى است. بیکارى، عدم ازدواج و عدم تأمین معیشتى زمینه دین گریزى و سستى نسل جوان را فراهم مى‏سازد. از جوانى که در آتش غریزه جنسى مى‏سوزد و بر اثر بى کارى و عدم امید به آینده سر از یأس و ناامیدى در مى‏آورد و مأمنى براى حل مشکلات خودنمى یابد چگونه انتظار رغبت به نماز و دین مدارى از او مى‏توان داشت. دین خردگرا و حکمت مدار اسلام در کنار مسایل معنوى بر مسایل مادى و اقتصادى نیز تأکید مى‏کند و فقر را مایه کفر معرفى مى‏کند چنان که از پیامبر (ص) نقل است که فرمود: کاد الفقر ان یکون کفراً؛رهبران دینى و الگوهاى جامعه باید خود را با مشکلات جوانان درگیر کنند و در حد امکان در حل آن بکوشند تا از این طریق پیوند عاطفى برقرار گردد. مردم دل به کسى مى‏دهند و خانه دل را حریم کسانى مى‏سازند که با درد و رنج آنان آشنا و با غم هایشان محرم و در راه خدمت به آنان کوشا باشند.

در این راستا پیشنهاد مى‏شود در مساجد ستاد رفع مشکلات جوانان تأسیس گردد و معتمدین محل از اهل مسجد در سامان دهى معیشت جوانان، کاریابى، آسان سازى ازدواج و غیره مشارکت نمایند.

 

 

 

10ـ توانایی علمی

از عواملی كه میتواند در جذابیت امام جماعت مؤثر باشد، توانایی و اندوختههای علمی اوست، چرا كه ممكن است سؤالی از طرف جوانان در حیطهی تخصصی او مطرح شود تا او با استفاده از معلومات خود در زمینههای مختلف از جمله جامعه شناسی، و روانشناسی جوانان و غیره، پاسخ دهد. طبیعتاً قدرت علمی روحانی مسجد باعث اطمینان و اعتماد مردم، به خصوص جوانان میشود و آنان نیز همواره سعی میكنند در مواقع لزوم با او ارتباط برقرار سازند و با اطمینان خاطر و طیب نفس با وی معاشر باشند و از كمالات و معلومات او بهرهمند شوند.

11ـ نظم

امام جماعت ضرورت دارد كه در كلیهی كارهای مربوط به مسجد نظم و انضباط را مراعات كند، به موقع به مسجد بیاید، نماز را اقامه كند و اوقات سخنرانی و ارشاد مردم را تنظیم و با توجه به حال حضار مطالب خود را بیان كند و از ذكر مطالب اضافی و اطالهی كلام خودداری ورزد.

12ـ بیان ساده و شیوا.

مطالبی كه امام جماعت بیان میكند،باید حتی المقدور ساده و شیوا باشد و از تلفظ كلمات و جملات عجیب و غریب و نامأنوس بپرهیزد؛ چرا كه عمدهی مخاطبان وی بیسواد، كم سوادو ناآشنا به كلمات تخصصی هستند،در غیر این صورت با توجه به روحیهی جوانان و كم ظرفیت بودن آنان، خستگی و كسالت بر آنها عارض میشود.

13ـ ابتكار خلاقیت.

بعضی از وعاظ هنگام سخنرانی آموختههای علمی خود را به همانگونه كه فرا گرفتهاند،بیان میكنند، در حالی كه می توانند با ذكر مثالها و حكایتهای تاریخی، مطالب و كلمات قصار، شوخ طبعی و داستانهای شیرین را با رعایت نكات روانشناسی جوانان به گونهای زیبا و جذابتر عرضه كنند.

دوستی با جوانان و نوجوانان .

امام جماعت مسجد میتواند با كنار گذاشتن بعضی از محدودیتهای كاذب یا غیر ضروری، بین خود و جوانان،آنها را به خود نزدیك كند؛ به قدر معقول با آنان صحبت كند،احوال آنها را در حالت عادی و غیر عادی جویا شود و حتی المقدور در همنشینیها و مجالستها همراه آنان باشد و از فرصتهای مناسب به منظور بیان مقصود استفاده كند؛ در حالی كه بعضی از روحانیان با اتخاذ تدابیر نامناسب و حالتهای عالمانه به خود گرفتن، سنگین و رنگین حركت كردن بیحد، هم كلام نشدن با دیگران خصوصاً جوانان و ...، بین خود و جوانان فاصله میاندازند.

14ـ درك موقعیت سنی جوانان .

موقعیت سنّی جوانان و نیازها و روحیات آنان در این سنین باید مورد توجه قرار گیرد؛ لازم نیست همیشه از آنان بخواهیم در كلیهی مراسم ادعیه و زیارات شركت و گریه و زاری را پیشه كنند، زیرا جوانان و نوجوانان در كنار این مسائل معنوی نیاز به تفریحات سالم و ورزش و آموختن دانش روز دارند؛ تحرك و انرژی زیاد از خصوصیات این دوران است و جوانان به تنوع بیشتری نیازمندند.

15ـ خانواده و دوستان .

خانواده و دوستان از مهم ترین عوامل تشكیل دهنده شخصیت افراد هستند كه در شكل گیری اندیشه تربیتی، سیاسی، تحصیلی و دینی فرد مؤثر خواهند بود. اگر اعضای خانواده به ویژه پدر و مادر خود به مسجد بروند یا به رفت و آمد فرزندشان به مسجد توجه كنند یا اینكه فضای خانه به طور كلی با آموزشها و مفاهیم دینی آشنا باشد، میتوان انتظار داشت جوانان با مسجد، میانه خوبی داشته باشد.

در خارج از خانواده دوستان بر ارزشها و بینشهای جوان تأثیر زیادی دارند. از آنجایی كه روابط دوستانه جوانان، قوی تر و مؤثرتر از دیگر ردههای سنی است، اهمیت گروه دوستان بیشتر میشود.

خانوادهها باید به گونهای غیر مستقیم بر دوستان و دوست یابی فرزند خود نظارت كنند و ملاكهای دوست خوب و اهمیت دوست و دوستی را برای جوانان بازگو كنند تا فرزندشان به وسیله دوستان مؤمن و مسجدی به آموزههای دینی از جمله مسجد علاقهمند شون

 

16 -امكانات و فعالیتهای مسجد .

با توجه به روحیات و فضای فرهنگی جامعه، مسجد برای جذب جوانان، باید دست كم در دو زمینه فعالیت داشته باشد: امكانات فرهنگی و امكانات ورزشی.

17ـ تشویق .

تشویق، یكی از مهم ترین ابزار تربیتی است كه برای برانگیختگی و شكوفاسازی استعدادهای انسان برای رسیدن به كمال قابل بهره گیری است. نقش تربیتی و مثبت تشویق این است كه نیروهای خفته آدمی را بر میانگیزاند و میل به تلاش و شادابی را فراهم میسازد. تشویق به جا و متناسب و متوازن با میزان و نوع عمل باشد و روحیات، گرایشها و شخصیت فرد در نظر گرفته شود تا بیشترین تأثیر را داشته باشد.

تشویق، با دو خواسته جوان هم خوانی كامل دارد: جوان ستایش خواه است و میخواهد جلب توجه كند. جوان شیفته تحسین و تمجید است، به ستایشها دل میبندد و حاضر است خود را فدای كسی كند كه صلاحیت و شایستگی او را تأیید كرده یا به بیان تواناییهایی او پرداخته است. او برای جلب توجه دیگران حتی به عوامل زیان، بخشی همچون سیگار روی میاورد تا بتواند خود را نشان دهدتشویق جوانی كه در مسجد حاضر شده به گونهای كه با شخصیت و روحیات او موافق باشد، پاسخی است به خواستههای درونی او در زمینه ذهن و عاطفهاش كه دوام حضور او و آغاز حضور دیگر جوانان را نوید میدهد. با توجه به روحیات جوان، این تشویق نباید طوری باشد كه نتیجه عكس داشته باشد؛ زیرا تشویق مستقیم این توهم را ایجاد میكند كه جوانان در مقابل ارزشهای مادی واكنش میدهند و جذب میشوند. بنابراین، تشویقها باید غیر مستقیم و حتی الامكان در مقابل انجام كاری باشد.

نتيجه

تربیت اسلامی می تواند جامعه را صدرصد اسلامی نماید. برخلاف علوم که تسلط انسان را برطبیعت (جهان) محقق می سازند، در اخلاق عهده دار تسلط آدمی برنفس خود است و اساساً فلسفه نیازمندی انسانها (بدون استثناء) به اخلاق در همین مسئله نهفته است. چرا که انسانی بودن زندگی و اسلامی بودن جامعه از نگاه مکتبی ما به «اخلاق» بستگی دارد. راز ضرورت توجه به اخلاق را علاوه بر پرورش طبیعت روحی و تأمین سعادت بشری باید در تأمین تندرستی و حفظ سلامتی بدن، پیشرفت دانش بشری، راز رسالت انبیاء، تکمیل شخصیت انسان و کنترل احساسات و ایجاد تعادل روحی و روانی دانست. در کنار این ضروریات توجه به ساختار سیمای باطن انسان که در پرتو اخلاق شکل می گیرد از موضوعات مهم علم اخلاق در نزد علمای دین و رهبران انسانی جوامع بشریت، تردیدی نیست که سیمای ظاهر انسان در جهان دیگر (قیامت) را سیمای باطن دنیوی او تشکیل می دهد.   خانواده ومسجد کانونی است که در آن ارزشهای اخلاقی، باورهای دینی و معیارهای اجتماعی از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد و زمینه رشد عاطفی و تربیت اخلاقی و اجتماعی ارزشهای فرهنگی در جا معه مي باشد و اساسی ترین نقش را عهده دار استخانواده هاومساجد به مثابه اصلی ترین پایگاه های رشد و شکوفایی شخصیت و پرورش مهارتهای اجتماعی کودکان است وبايدبراي استحكام وبقاء وپايداري اين ساختار مهم تدبير و تلاش مضا عف نمودوباتبيين موضو عات بيان شده بتوان جامعه وانسانهائي تر بيت نمود ،تا زمينه رضايت امام عصر( عج) فرا

                                                       هاشم  بياتي       

    كارشناس خبره فرهنگي ومسول آموزش ستاد اقامه نماز

 

 

 

استاد مطهرى، حماسه حسینى، ج 2، ص 101

[بحار الانوار، ج 100، ص 93، چاپ بیروت

[غرر الحکم، ج 3، ص 367

[آل عمران(3)، آیه 159

[دکتر محسنى، دکتر دادستان، روان‏شناسى رشد، ص 153

[طه ، آیه 88

[پیوند، ش 243، ص 32

[اصول کافى، ج 1، ص 44

[نهج البلاغه، قصار 70

[استاد مطهرى، ده گفتار، ص 67

[پیوند، ش 244، ص 50

[استاد مطهرى، حماسه حسینى، ج 2، ص 106

[مطهرى، ده گفتار، ص 189

[احزاب ، آیه 70

[اصول کافى، ج 2، ص 310

[علی رضایی ـ جایگاه مساجد در فرهنگ اسلامی، ص 231

[جوانان از دیدگاه نیازها، خواسته‌ها و مصالح: صص 43 ـ 44

[سید حسین اسحاقی، سلوك علوی، صص 67 ـ 68

جوانان از دیدگان نیازها، خواسته‌ها و مصالح، ص 49

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 15:39  توسط هاشم   |